السيد علي الحسيني الميلاني
29
داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على "ع" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى)
خويش گرفت - و همان گونه كه خداوند فرموده بود خواندن و نوشتن نمىدانست - . « 1 » بريده مىگويد : من هر گاه سخن مىگفتم سرم را پايين مىانداختم و تا پايان سخنانم سر برنمىداشتم ، از همين رو در حالى كه سر به زير افكنده بودم شروع به سخن گفتن كردم و از على بدگويى نمودم تا آن كه حرفهايم تمام شد . همين كه سرم را بلند كردم ديدم رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله چنان خشمگين است كه جز در جريان جنگ با بنى قريظه و بنى نضير ، ايشان را آن قدر خشمگين نديده بودم ، آن گاه به من نگاه كرد و فرمود : يا بريدة ! أحبَّ عليّاً ، فإنّما يفعل ما يؤمر به ؛ اى بريده ! على را دوست بدار ، زيرا همه كارهايش را فقط بر اساس دستورات ، انجام مىدهد . بريده مىگويد : من در حالى از محضر پيامبر برخاستم كه هيچ كس را به اندازه على عليه السلام دوست نداشتم . « 2 »
--> ( 1 ) . گفتنى است كه اين مطلب به آيه 156 سوره اعراف « الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَالْإِنْجيلِ . . . » اشاره دارد و قابل بحث و بررسى است و در جاى خود بايد بحث شود . ( 2 ) . المعجم الأوسط : 5 / 25 ، حديث 4839 .