السيد علي الحسيني الميلاني

59

نگاهى به حديث طير (فارسى)

و جانشينى تبديل شد . از سوى ديگر ، اجماع بر اين بود كه امام بايستى از قريش باشد . اما چرا سالم غلام ابى حذيفه با اين وضعيّت مدّ نظر عمر بن خطّاب بود ؟ در اين باره در جاى خود بحث خواهيم كرد . گفتنى است كه اين نمونه تاريخى در منابع اهل سنّت از جمله تاريخ طبرى و الكامل في التاريخ ابن اثير و منابع ديگر آمده است . « 1 » استدلال عمر در سقيفه نمونه دوم . نمونه دوم مهم‌تر است . در صحيح بخارى و در جريان سقيفه و رويدادهاى مربوط به آن و به طور مشخص در جريان بيعت با ابوبكر ، شاهد دومى بر اين سخن خويش مىيابيم . راوى مىگويد : انصار در سقيفه بنى ساعده نزد سعد بن عباده گردهم آمدند . ابوبكر گفت : ما اميريم و شما وزير ! عمر به ابوبكر گفت : نبايعك أنت ، فأنت سيّدنا وخيّرنا وأحبّنا إلى رسول اللَّه ؛ ما فقط با تو بيعت مىكنيم ، تو سرور ، خيرخواه و محبوب‌ترين ما نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله هستى !

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 2 / 580 ، الكامل في التاريخ : 3 / 65 .