السيد علي الحسيني الميلاني
67
گزيدهء ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)
2 - در اصطلاح دوم كه همهء ما بر آنيم و اصطلاح معروف نيز همين است ؛ شيعه عبارت است از كسى كه به جانشينى اميرالمؤمنين عليه السلام پس از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله و امامت اهل بيت عليهم السلام كه دوازده امام بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه وآله هستند ، اعتقاد داشته باشد . تشيّع در قرن يكم مطابق با اصطلاح نخست رايج بوده است . شاهد اين مطلب ، مسيب بن نجبه است . او از دعوت كنندگان سيدالشهداء عليه السلام به كوفه است . در شرح حال او مىنويسند كه وى شيعى بوده است . راوى مىگويد : من بيست سال با مسيب و شيعيان زيادى در همين مسجد همنشين بودم و نديدم كه شيعيان كوفه نسبت به صحابه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله جز خير سخنى بگويند ، مگر درباره على و عثمان . « 1 » آرى ! اگر شيعيانِ آن وقتِ كوفه سخنى دربارهء صحابه مىگفتند ، از حقانيت و برترى على نسبت به عثمان و معاويه بوده است و درباره خلافت شيخين هيچ اشكال و سخنى نداشتهاند . و آن گاه كه اميرالمؤمنين عليه السلام خواستند در كوفه از نماز تراويح كه يكى از بدعتهاى عمر است ممانعت كنند ، سر و صدائى به
--> ( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق : 58 / 198 ، شرح حال مسيب بن نجبه ، شماره 7440 .