السيد علي الحسيني الميلاني
57
گزيدهء ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)
معاويه و حكم امارت ابن زياد ( با ورود جناب مسلم و برملا شدن قضيه ) وضع شهر كوفه آشفته شد ، به گونهاى كه آن شهر در معرض از دست رفتن بود . در اين هنگام يزيد به سرجون نصرانى كه مشاور و محرم اسرار پدرش معاويه بود ، مراجعه كرد و با او مشورتى نمود . سرجون به يزيد گفت : اگر هم اكنون پدر تو زنده شود و به تو امرى كند ، آيا اطاعت مىكنى ؟ گفت : آرى ! سرجون بىدرنگ حكم ولايت و سرپرستى عبيداللَّه بن زياد را بر كوفه بيرون آورد . مفاد حكم چنين بود : عبيداللَّه بن زياد با حفظ سمت قبلى كه ولايت بصره است ، به ولايت كوفه نيز منصوب مىگردد . معاويه اين حكم را با دست خود نوشته و به سرجون سپرده بود تا در وقت مناسب آن را به يزيد ارائه كند . « 1 »
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 4 / 258 ، الفتوح : 5 / 36 ، الكامل فى التاريخ : 4 / 22 - 23 و منابع ديگر .