السيد علي الحسيني الميلاني

37

گزيدهء ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)

وحدت شما را حفظ كند و حكومت را اداره نمايد . من نيز فردى مثل شما هستم ، پس رأى و نظر خودتان را در اين باره بگوييد . همهء مردم به اتّفاق گفتند : ما عبدالرّحمان بن خالد را به جانشينى شما انتخاب مىنماييم . رأى و نظر مردم براى معاويه بسيار سنگين و گران تمام شد . او ناراحتى خود را از اين موضوع مخفى كرد تا اين كه عبدالرّحمان بيمار شد و معاويه طبيبى يهودى براى معالجه او فرستاد كه اين طبيب نزد معاويه ، جايگاه خاصّى داشت . معاويه به طبيب يهودى دستور داد تا در داروى تجويز شده جهت مداواى عبدالرّحمان سمّى كشنده قرار دهد تا او بميرد ، اما در ميان مردم گفته شود كه عبدالرّحمان بر اثر بيمارى درگذشته است . طبيب يهودى نيز چنين كرد و در اثر اين دارو ، در معده و روده‌هاى عبدالرّحمان مشكلى پديد آمد كه به مرگ او انجاميد . ابن عبدالبرّ در ادامه نقل داستان مىافزايد : در پى اين ترور مرموزانه ، مهاجر بن خالد ( برادر عبدالرحمان ) ، همراه غلامش به طور مخفيانه وارد دمشق شد و انتقام عبدالرّحمان را از آن طبيب يهودى گرفت و او را به قتل رساند . سپس مىنويسد : اين جريان نزد تاريخ نگاران و رجال شناسان معروف است . « 1 »

--> ( 1 ) . الاستيعاب : 2 / 829 - 830 .