السيد علي الحسيني الميلاني

34

حقيقت صحابه (فارسى)

مىگيرند مىتوان به آن‌ها اقتدا كرد ؛ بنابراين ، همه اصحاب مورد اعتماد و در آن چه از پيامبر نقل مىكنند ، امين هستند . به نظر من معناى حديث فقط همين است . اما مواردى كه اصحاب از ديد و نظر خود سخن گفته‌اند ؛ اگر در نزد خود مورد قبول بود ؛ برخى از آنان برخى ديگر را خطاكار نمىدانستند و يك‌ديگر را انكار نمىكردند ، و كسى از آنان به سخن صحابى ديگر مراجعه نمىكرد . پس تدبّر كن و بينديش ! « 1 » آن چه براى بحث ما مفيد است عبارتى است كه مىگويد : « اگر اين روايت صحيح باشد » . اما قضاوت دربارهء معنايى را كه از حديث « النجوم » بيان كرده به محققان حديث‌شناس واگذار مىنماييم . « 2 » اينك نگاهى گذرا به شرح حال ابوابراهيم مزنى داريم با اين

--> ( 1 ) . جامع بيان العلم وفضله : 2 / 923 ( 2 ) . البانى يكى از معاصران مىگويد : به نظر مىرسد كه متون اين حديث بر خلاف معنايى است كه مزنى از آن برداشت كرده است ؛ بلكه منظور ، سخنانى است كه صحابه طبق رأى خود گفته‌اند . بنابراين ، معناى حديث ، دليل ديگرى بر جعلى و ساختگى بودنِ حديث بوده و سخن پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله نيست ؛ چرا كه چگونه ما مىتوانيم تصور كنيم كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله به ما اجازه اقتدا به هر صحابى بدهد با اين كه در بين آنان عالم ، متوسط در علم و كم دانش . . . وجود دارد ؟ ! سلسلة الاحاديث الضعيفه والموضوعه : 1 / 82