السيد علي الحسيني الميلاني
43
نگاهى به حديث سد الأبواب (فارسى)
كنند و با وجود آن به سراغ كتابهاى ديگر نروند . « 1 » و آن گاه كه دوران هارون الرشيد فرا رسيد و هارون عباسى مىخواست به عراق عزيمت كند ، به مالك رو كرد و گفت : شايسته است كه همراه من بيايى ؛ چرا كه مىخواهم مردم را وادار كنم كه به كتاب الموطّأ عمل كنند ؛ آن سان كه عثمان مردم را به عمل به قرآن واداشت . « 2 » هارون عباسى تصميم گرفت كه كتاب الموطّأ را به كعبه بياويزد « 3 » و جارچى حكومتى ندا مىداد : آگاه باشيد ! جز مالك بن انس و ابن ابى ذئب كسى حق ندارد براى مردم فتوا دهد . « 4 » طبيعى است كه با كسى جز مالك نبايد چنين رفتار شود . روزى ابن جريج نزد منصور عباسى آمد و به او گفت : من احاديث جدّت عبداللَّه بن عباس را جمعآورى كردهام بهگونهاى كه هيچ فردى مانند من آنها را جمع نكرده است .
--> ( 1 ) . كشف الظنون : 2 / 725 به نقل از الطبقات الكبرى ( 2 ) . مفتاح السعادة : 2 / 87 ( 3 ) . كشف الظنون : 2 / 725 به نقل از حلية الاولياء ( 4 ) . وفيات الاعيان : 4 / 135 ، مرآة الجنان : 1 / 375