السيد علي الحسيني الميلاني
39
نگاهى به حديث سد الأبواب (فارسى)
نقل نكردهاى ؟ وى بهانه مىآورد و مىگويد : او در شهر من نمىزيست و با راويان حديث او ارتباطى نداشتم ( ! ) « 1 » اين در حالى است كه در كتاب خود از معاويه و عبدالملك بن مروان روايت نقل مىكند و به آرا و نظريههاى آنها استناد مىنمايد . از طرفى ، مالك از هِشام بن عروه ، با اين كه او را بسيار دروغگو مىداند ؛ روايت نقل مىكند ( ! ) « 2 » جالب اين كه يكى از عالمان اهل سنّت گويد : مالك مرا از دو شيخ قريش نهى كرد ، در حالى كه خودش در مواردى بسيار در كتاب الموطأ از آنان روايت نقل كرده است . « 3 » 4 . تدليسگرى او افزون بر مطالبى كه گفته شد ، مالك اهل تدليس بود . در اين مورد عبداللَّه بن احمد گويد : از پدرم شنيدم كه مىگفت : مالك بن انس هيچ روايتى را از بُكِير بن عبداللَّه نشنيده است . بىترديد وكيع ، از مالك ، از
--> ( 1 ) . تنوير الحوالك : 1 / 7 ، شرح الموطّأ زرقانى : 1 / 43 ( 2 ) . تاريخ بغداد : 1 / 239 ، الكاشف عن اسماء الرجال الكتب السته : 3 / 11 ، تهذيب الكمال : 24 / 415 ، سير اعلام النبلاء : 7 / 38 ( 3 ) . تهذيب التهذيب : 9 / 35