السيد علي الحسيني الميلاني
43
چگونگى نماز ابوبكر به جاى رسول خدا (ص) ( فارسى)
را تكرار فرمود . . . . عايشه گفت : پدرم مردى دل نازك است . اگر در جايگاه نماز بايستد گريه مىكند و نمىتواند نماز بخواند . اى كاش به فرد ديگرى دستور مىدادى . پيامبر صلى اللَّه عليه وآله بىهوش شد ، و بعد به هوش آمد و فرمود : به بلال بگوييد اذان بگويد ؛ و به ابوبكر بگوييد براى مردم نماز بخواند . شما همچون زنان مصر در زمان يوسف [ به دنبال خواستهء خود ] هستيد . راوى گويد : به بلال گفتند اذان بگويد . او اذان گفت و به ابوبكر امر شد كه نماز بخواند . او نيز براى مردم نماز خواند . سپس رسول خدا در خود احساس سبكى كرد و فرمود : يكى را برايم بياوريد تا به او تكيه كنم . بريره و مردى ديگر آمدند و پيامبر بر آن دو تكيه كرد . هنگامى كه ابوبكر پيامبر را ديد ، رفت كه عقب بايستد . پيامبر به او اشاره كرد كه همان جا بمان . سپس رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله آمد و كنار ابوبكر نشست تا ابوبكر نمازش را به جا آورد . پس از اين واقعه بود كه رسول خدا وفات يافت . ابوعبداللَّه گويد : اين حديث غريب « 1 » است و غير از نصر بن
--> ( 1 ) . حديث غريب : حديثى است كه در تمام طبقات ، فقط يك راوى از راوى ديگر روايتكند .