السيد علي الحسيني الميلاني

52

نگاهى به آيه ولايت (فارسى)

حضرت فرو رفت . مىخواستند آن تير را بيرون بكشند ، كسى گفت : صبر كنيد تا آن بزرگوار به نماز بايستد ، آن‌گاه تير را از پايش بيرون آوريد ، زيرا او در حال نماز درد را احساس نمىكند . با توجّه به اين روايت چگونه آن حضرت صداى آن مستمند را شنيد و به او توجّه كرد ؟ چگونه به او اشاره كرد كه نزديك بيا ، و بعد دستش را دراز كرد تا او انگشتر را از انگشت او خارج كند ؟ همهء اين كارها مشغول شدن به امور دنيا است ، و شايسته نيست انسان در هنگام راز و نياز با خدا به امور اين دنيا توجّه كند . اشكال قبلى كه مىخواستند « واو » را عاطفه بدانند نه حاليه ، اشكالى نحوى بود ، و اشكال اول ، كه در معناى واژه ولايت بحث كرده بودند ، اشكال لغوى بود ، اما اين اشكال ، اشكالى عرفانى است ؛ زيرا وقتى امير مؤمنان على عليه السلام با خداى خود صحبت مىكند ، و با يكديگر نجوا مىنمايند ، او غرق در توجّه به خدا و مشغول خواندن نماز است ، در چنين شرايطى چگونه آن حضرت به اين دنيا توجّه مىكند ؟ پاسخ اين شبهه را از چند جهت مىتوان پاسخ داد : نخست : خداوند متعال اين واقعه را از مناقب امير مؤمنان على عليه السلام