السيد علي الحسيني الميلاني
105
مظلوميت برترين بانو (فارسى)
فاطمه پشت در ايستاد و گفت : اى پسر خطّاب ! مىخواهى دَرْ را بر من آتش بزنى ؟ عمر گفت : آرى ! و اين از آنچه پدرت آورده ، قوىتر است » . ابن عبدربّه ( درگذشتهء سال 328 ه ق ) در العقد الفريد مىنويسد : « وأمّا علي والعبّاس والزبير ، فقعدوا في بيت فاطمة حتّى بعث إليهم أبوبكر ليخرجوا من بيت فاطمة وقال له : إنْ أبوا فقاتلهم . فأقبل بقبس من نار على أنْ يضرم عليهم الدار ، فلقيته فاطمة فقالت : يابن الخطّاب ، أجئت لتحرق دارنا ؟ قال : نعم ، أو تدخلوا ما دخلت فيه الأُمّه » « 1 » « على ، عبّاس و زبير در خانهء فاطمه نشستند تا اين كه ابوبكر شخصى را « 2 » فرستاد و از آنها خواست تا براى بيعت خارج شوند و به او گفت : اگر نپذيرفتند ، آنها را بكش . عمر با شعلههايى از آتش آمد تا خانه را بر آنها آتش زند ؛ فاطمه او را ديد و گفت : اى پسر خطّاب ! آيا آمدهاى كه خانهء
--> ( 1 ) العقد الفريد : 5 / 13 . ( 2 ) فردى كه ابتدا رفته است ، شخصى غير از عمر بوده است و ابوبكر بعد از او ، عمر رافرستاده است .