السيد علي الحسيني الميلاني
102
مظلوميت برترين بانو (فارسى)
نزد ما نيست ؛ به خدا سوگند ! اگر اين افراد نزد تو جمع شوند ، چيزى مانع من نمىشود كه فرمان دهم تا خانه را به رويشان بسوزانند » . اين مطلب در تاريخ طبرى نيز با سند ديگرى آمده است : « أتى عمر بن الخطّاب منزل علي ، وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال : واللَّه ! لأُحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة . فخرج عليه الزبير مصلتاً سيفه ، فعثر فسقط السيف من يده ، فوثبوا عليه فأخذوه » « 1 » « عمر بن خطّاب به خانهء على آمد ، طلحه و زبير « 2 » و گروهى از مهاجرين ، در خانهء على جمع شده بودند ؛ عمر گفت : به خدا سوگند ! يا براى بيعت خارج مىشويد ، يا خانه را بر شما مىسوزانم . زبير با شمشير آخته بيرون آمد ، ليز خورد و شمشير از دستش افتاد . به سويش حمله كردند و او را گرفتند » .
--> ( 1 ) تاريخ طبرى : 3 / 202 . ( 2 ) به اين نكتهء مهمّ و حسّاس دقّت شود كه طلحه نيز در اين جمع حضور داشته است ؛ زبير [ در آن زمان ] از نزديكان اهل بيت عليهم السلام است ؛ ولى طلحه ، از تيرهء « تيم » ، قبيلهء ابوبكر است .