السيد علي الحسيني الميلاني
40
ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)
اكنون با توجه به اين دو پرسش كه مبناى علماى اهل تسنّن در رسيدن به خلافت و ولايت چيست و سخن ابن عربى چه نتيجهاى در پى دارد ؟ بحث را ادامه مىدهيم . ابن حجر مكّى سخن ابن عربى را چنين نقل مىكند و در ادامه به توضيح كلام وى مىپردازد و مىگويد : أي بحسب اعتقاده الباطل أنّه الخليفة ، والحسين باغ عليه والبيعة سبقت ليزيد ، ويكفي فيها بعض أهل الحلّ والعقد ، وبيعته كذلك ، لأنّ كثيرين أقدموا عليها مختارين لها . هذا مع عدم النظر إلى استخلاف أبيه له ، أمّا مع النظر لذلك ، فلا يشترط موافقة أحد من أهل الحلّ والعقد على ذلك ؛ « 1 » يزيد خليفه است و در حقّانيت و شرعيت يك حكومت و خلافت ، بيعت بعضى از اهل حلّ و عقد كافى است . از طرفى حاكميت يزيد با بيعت صورت گرفته است ؛ چرا كه عدّهاى از صحابه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله اين بيعت را پذيرفته و انجام دادهاند و در اين عمل اختيار كامل داشتهاند . البته ما در موردى به بيعت اهل حلّ و عقد نياز داريم كه ولايت عهدى يزيد و جانشينى او توسّط معاويه صورت نگرفته باشد ، امّا با وجود اين ، جانشينى كه معاويه دربارهء يزيد صورت داده است و او را به اين عنوان ولى عهد خود معرفى نموده ، ديگر موافقت يك نفر از اهل حلّ و عقد شرط نيست . حتى اگر همهء اهل حلّ و عقد هم مخالفت كنند ، اين تعيين جانشينى توسط معاويه و معرفى يزيد به عنوان ولى عهد خود ، براى شرعيت و خلافت يزيد بن معاويه كافى است .
--> ( 1 ) . همان .