السيد علي الحسيني الميلاني

38

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)

يكى ديگر از روش‌هاى آنان منتشر نكردن احوالات اهل بيت عليهم السلام است . آنان كتاب الطبقات الكبرى ابن سعد را چاپ كرده‌اند ، ولى از چاپ احوالات سيّدالشهداء عليه السلام و داستان كربلا خوددارى كرده‌اند ؛ آن گونه كه گويى هرگز در كتاب طبقات چنين مطالبى پيرامون حضرت سيّدالشهداء عليه السلام نوشته نشده است ! البته يكى از محقّقان نسخهء خطّى آن را به دست آورده و احوالات حضرت سيّدالشهداء عليه السلام را در جلدى جداگانه با نام ترجمة الامام الحسين عليه السلام من تاريخ ابن سعد به چاپ رسانده است . افزون بر آن ، در مقدمهء كتاب تاريخ ابن خلدون كه در اختيار همگان است و شايد به فارسى نيز ترجمه شده باشد ، فصلى به عنوان « ولاية العهد » وجود دارد كه در آن جا به ولايت‌عهدى يزيد در زمان معاويه مىپردازد . در اين فصل به سيّدالشهداء عليه السلام بسيار جسارت نموده و از يزيد فراوان دفاع كرده و نه فقط از او ، بلكه از معاويه و صحابه‌اى كه همراه يزيد بوده و با او بيعت كرده‌اند ، حمايت نموده است ! وى در آن جا مىنويسد : حسين بن على بيعت را شكست و اين در حالى بود كه صحابهء رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله معتقد بودند كه ولايت يزيد شرعيت دارد و حكومت او بر حق است و نبايد عليه يزيد قيام كرد ! او با كمال تعصّب چنين وانمود مىكند كه گويا حضرت سيّدالشهداء عليه السلام با يزيد بيعت كرده و بعد پيمان خود را شكسته است . « 1 » نكتهء مهمى كه از عبارت ابن خلدون برمىآيد و در اين بحث بسيار اهميّت دارد ، به ميان آمدن پاى معاويه و صحابه در داستان شهادت سيّدالشهداء عليه السلام است .

--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون : 1 / 212 .