السيد علي الحسيني الميلاني
299
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
ابن تيميّه اين حديث را چون قتل طلحه ، زبير ، معاويه و اتباعشان را واجب مىكند ، انكار كرده است ؛ « 1 » ولى هيچ راهى براى خدشه در سندش وجود ندارد و ما آن را به طور مبسوط اثبات كردهايم . « 2 » منظور از ناكثين اهل جمل ، و از قاسطين اهل صفين و از مارقين اهل نهروان هستند . « 3 » مارقين جزء اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام بودند . به تعبير ما ، اينها در ولايت اميرالمؤمنين داغ بودند و به گونهاى استحكام داشتند ، ولى مروق پيدا كردند و از ولايت و دين خارج شدند ؛ به گونهاى كه اهل سنتى كه از ناكثين و قاسطين دفاع مىكنند به ضلالت و گمراهى اهل نهروان قائلاند و گمراهى آنها بين مسلمانان متّفق عليه است . اينها كسانى بودند كه در ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام استحكام و استقرار داشتند ، امّا طورى عوض شدند كه در شهادت اميرالمؤمنين ، امام حسن مجتبى و سيدالشهدا عليهم السلام دست داشتند ، آنان از اهل بيت - در واقع از دين - برگشتند كه تا برههاى از زمان آلت دست بنى اميّه بودند و بعدها به جان هم افتادند . آرى ، ضلالت خوارج بين همهء فرقهها متّفق عليه است ؛ حتى ابن تيميه قبول دارد كه اهل نهروان گمراه و از دين خارج هستند و بايد با اينها برخورد و مبارزه مىشد و از بين مىرفتند . پس كار انسان بدين جا منتهى مىشود كه هر گاه از اهل بيت عليهم السلام
--> ( 1 ) . منهاج السنة : 6 / 112 ( 2 ) . ر . ك : محاضرات في الاعتقادات : 2 / 805 ( 3 ) . مناقب الإمام أميرالمؤمنين عليه السلام : 2 / 544 ، حديث 1051 ، كنز العمّال : 11 / 292 ، حديث 31553 ، تاريخ مدينة دمشق : 42 / 469