السيد علي الحسيني الميلاني

277

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

خداوند متعال در خصوص خلقت انسان مىفرمايد : « أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ » ؛ « 1 » آيا گمان كرده‌ايد ما شما را بيهوده آفريده‌ايم و به سوى ما بازگشت نمىكنيد ؟ بنابراين ، خداوند متعال در خلقت انسان غرض دارد و بىجهت او را خلق نكرده است . در ذيل آيه مىفرمايد : « وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ » ؛ و به سوى ما بازگشت نمىكنيد ؟ اين مطلب اشاره به اين است كه در جهان آخرت ثواب و عقابى وجود دارد . پس در اين عالم ، معروف و منكرى وجود دارد كه در پى آن ثواب و عقابى در آن عالم وجود دارد كه بر معروف و منكر اين عالم مترتّب است . وقتى هدف از آفرينش انسان به طور كامل حاصل مىشود كه انسان به حد كمال برسد . از طرفى به حد كمال رسيدن انسان به اين است كه در آن سه بعد گفته شده معروف به كمال برسد ؛ يعنى انسانى كه در دين تفقّه كرده ، انسان كامل است . جهت نخست معروف اين كه از نظر فكرى و اعتقادى انحرافى نداشته باشد و از روى مبانى صحيح و متقن و ادلّهء معتبر و براهين تام اعتقاد پيدا كرده باشد . جهت دوم معروف اين است كه انسان از نظر عملى ، فاعل واجبات و تارك محرمات باشد تا عامل به معروف و تارك منكر باشد ، در نتيجه وقتى « إلينا ترجعون » شد در آن جا ثواب و عقاب روى حساب و در اثر خود اعمال باشد . جهت سوم معروف از نظر اخلاقى است ؛ يعنى وقتى انسان به كمال معروف مىرسد كه به صفات حسنه متّصف باشد و خود را از صفات سيّئه تزكيه كند .

--> ( 1 ) . سوره مؤمنون ( 23 ) : آيه 115