السيد علي الحسيني الميلاني
226
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
آن چه كه مهم است اين كه ذكر در وجود انسان اثر كند و سازنده باشد ، به طورى كه در پيشامدها - چه خدايى و چه شيطانى - انسان به ياد خدا باشد ، امّا در كارى كه اطاعت خدا است ، كار را بىدرنگ براى خدا انجام دهد ، و امّا در كارى كه معصيت است خدا را ببيند و از شيطان اطاعت نكند . و همچنين است اگر انسان به طور ناگهانى بر سر دو راهى قرار گيرد كه يك راه اطاعت خدا و راه ديگر اطاعت شيطان است ، همانا نجات بخش او ياد خدا خواهد بود . اصولًا ، چه وقت شيطان با انسان سر و كار پيدا كرده و در او طمع مىنمايد ؟ آن گاه كه انسان از خدا غافل شود و جليس - همنشين - او نباشد ، غفلت از خدا مساوى است با همنشينى شيطان و افتادن در دام او ، و اين است معناى آيه مباركهء : « وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطانًا فَهُوَ لَهُ قَرينٌ » ؛ « 1 » و هر كس از ياد خدا روى گردان شود شيطان را به او چيره مىسازيم ، پس همواره قرين و همراه او خواهد بود . اساساً تمام سعى شيطان همين است كه انسان ، از ياد خدا غفلت كند كه فرمود : « اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ » ؛ « 2 » شيطان بر آنان مسلّط شده و براى همين ياد خدا را از خاطر آنها برده است . ائمّه عليهم السلام به تمام معنا دائم الذكر هستند ؛ هم در « دوام » و هم در « ذكر » ، و هيچ كس در مرتبهء آنها نبوده ، و هر كه به مرتبهاى در اين راه رسيده به تبعيّت از ايشان بوده ، زيرا حقيقت ذكر نزد آنهاست ؛ بلكه ذكرِ آنها ذكر خدا است كه حضرت امام صادق عليه السلام فرمود :
--> ( 1 ) . سوره زخرف ( 43 ) : آيه 36 ( 2 ) . سوره مجادله ( 58 ) : آيه 19