السيد علي الحسيني الميلاني
211
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
اكنون نوبت متن حديث است ؛ در حديث اين گونه مىخوانيم : ما خلقت سماءً مبنيّة ولا أرضاً مدحيّة ولا قمراً منيراً ولا شمساً مضيئةً ولا فَلكاً يَدور ولا بحراً يجري ولا فلكاً يسري إلّالِأجلكم ومحبّتكم . . . ؛ من نيافريدم آسمان بنا شده و نه زمين كشيده شده ، نه ماه روشنى دهنده ، نه خورشيد درخشنده ، نه فلك دور زننده ( كه سبب پيدايش شب و روز مىشود ) نه درياى روان و نه كشتى را كه سير مىكند و مىگردد ، مگر به خاطر شما و براى شما و دوستى شما اهل بيت پيامبرم . راستى در كجاى اين فراز سستى وجود دارد ؟ بيم آن مىرود كه اگر اين گونه اشكالها فتح باب شود بسيارى از كتابها ، روايات و متون ما در اصول كافى يا در ديگر كتابها زير سؤال برود ؛ رواياتى در بصائر الدرجات درباره مقامات ، منازل و شئونات اهل بيت عليهم السلام آمده ، بنابراين گونه اشكالها يا بايستى آنها را منكر بشويم ، يا اصل آن كتاب را . پس نمىشود اين طور فتح باب كرد و اين گونه مجمل حرف زد . به هر حال ، از نظر شرعى مىتوان به خواندن حديث كساء موجود به مقتضاى اخبار « من بلغ » به قصد رجاء نظر داد و اين قرائت اجر دارد ، و در صورت قول به قاعدهء تسامح در ادلّهء سنن به طور رسمى مىتوان به استحباب خواندن آن فتوا داد . از طرف ديگر ، عبارات آن بيانگر مقامات و منازلى براى اهل بيت عليهم السلام است و هر كدام از فرازهاى آن شاهد دارد و از نظر كتاب و سنّت قابل اثبات است . از سوى ديگر ، مردم اين حديث را مىخوانند و آثار آن را مىبينند و اين حديث آثار و بركاتى دارد كه در خارج براى ما محسوس است . اگر كسى اين امر را منكر شود گويى شفاعت يا اثر تربت سيّدالشهدا عليه السلام را انكار كرده است .