السيد علي الحسيني الميلاني

185

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

العرف العام ؛ « 1 » بلكه واجب است كه پيامبر از آن چه كه با مروّت منافات دارد پاك و منزّه باشد ؛ براى مثال هرگز در ميان راه غذا نخورد ، يا با صداى بلند نخندد و به طور كلّى هر آن چه كه در عرف عموم مردم انجامش زشت باشد ، انجام ندهد . مطلب دوّم . اعتقاد بر اين كه امام و پيامبر از به دو زندگى معصوم هستند . بر اين معنا كافى است كه بدانيم عصمت ، شرط حجّت بودن است ، و خداوند به وجود نبى و امام احتجاج مىكند . مثلًا حضرت عيسى عليه السلام در گاهواره پيامبر باشد پس ناگزير از همان وقت داراى اين شرط بوده است . قرآن كريم مىفرمايد : « فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا * قالَ إِنّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَجَعَلَني نَبِيًّا » ؛ « 2 » ( مريم ) به او ( حضرت عيسى ) اشاره كرد ، به او گفتند : ما چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم ( كه ناگاه عيسى به سخن آمد ) و گفت : من بندهء خدا هستم ، او كتاب آسمانى به من مرحمت كرده و مرا پيامبر قرار داده است . اعطايى بودن عصمت مطلب سوم . آيا عصمت اكتسابى است و يا اعطايى ؟ بنا به تعبير « يفعله » كه در كلام بزرگانى چون شيخ مفيد رحمه اللَّه آمده كه عصمت « لطفٌ يفعله اللَّه تعالى بالمكلّف » « 3 » و با توجّه به آيهء مباركه كه فرموده : « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ » ؛ « 4 » « و اگر فضل خداوند شامل حال تو

--> ( 1 ) . عقائد الاماميه : 54 ، كتاب العصمه : 13 ( 2 ) . سوره مريم ( 19 ) : آيه 29 و 30 ( 3 ) . النكت الاعتقاديه : 37 ( 4 ) . سوره نساء ( 4 ) : آيه 113