السيد علي الحسيني الميلاني

159

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

1 . خداوند متعال بايد دليلى براى بشر بگذارد تا به راهنماى او در راه مستقيم حركت كند و به مقصد برسد ، يا دست كم به مقصد نزديك‌تر بشود كه در جهان آخرت نيز اهل نجات باشد و اين دليل ، يا نبى يا وصىّ نبى در هر زمانى است . اين كار از نظر عقلى بر خداوند متعال به قاعدهء لطف واجب است ، و گرنه تناقض ، نقض غرض ، تكليف بما لا يطاق لازم مىآيد . 2 . به عهدهء نبى يا وصى است كه اين مسئوليّت را به احسن وجه انجام دهد كه انبيا و اوصياى آنان در هر امّتى اين مسئوليّت را پذيرفته‌اند و به احسن وجه به اين مسئوليّت قيام كرده‌اند . 3 . بشر بايد از دلالت اين دليل از نظر حدوثى و بقايى استفاده بكند تا در اين مسير حركت كرده و منحرف نشود و در اثناى مسير دچار مشكل نگردد تا به هدف كه كمال اوست و نفعى براى خداوند متعال ندارد ، برسد ؛ چرا كه اگر همهء اين خلايق بر ضدّ كمال گام بردارند ، هيچ ضررى به خداوند متعال وارد نمىشود . پس اگر بشر به كمال نرسيد چه كسى مقصّر است ؟ اگر روز قيامت از اين بشر بپرسند : چرا چنين شد ؟ نمىتواند عذر و بهانه‌اى بياورد . چون قرآن كريم مىفرمايد : « قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ » ؛ « 1 » بگو : دليل رسا براى خداوند است . در ذيل اين آيه در روايتى آمده است كه مسعدة بن زياد گويد : سمعت جعفر بن محمّد عليهما السلام وقد سئل عن قوله تعالى : « فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ » . فقال : إنّ اللَّه تعالى يقول للعبد يوم القيامة : عبدي أكنت عالماً ؟ فإن قال :

--> ( 1 ) . سوره انعام ( 6 ) : آيه 149