السيد علي الحسيني الميلاني
17
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
سنگى كه در آن خزيره ( نوعى سوپ ) بود آمد و بر ايشان وارد شد . پيامبر به ايشان فرمود كه همسر و دو پسرت را دعوت كن . امّ سلمه گويد : على ، حسن و حسين عليهم السلام آمدند و بر ايشان وارد شده نشستند و مشغول خوردن آن غذا شدند . پيامبر در مكانى كه جاى خواب ايشان بود نشسته و يك عباى خيبرى زير ايشان بود . امّ سلمه گويد : من در آن اتاق نماز مىخواندم كه خداوند اين آيه را نازل فرمود : « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » . سپس پيامبر گوشهء عبا را بر سر ايشان كشيد و دست خود را بيرون آورده و به آسمان بلند كرده ، عرضه داشت : « خداوندا ، اينان اهل بيت و خواص من هستند ، پس پليدى را از ايشان دور كن و آنها را كاملًا پاك و پاكيزه ساز . خداوندا ، اينان اهل بيت و خواص من هستند ، پس پليدى را از ايشان دور كن و آنها را كاملا پاك گردان » . امّ سلمه گويد : من سرم را داخل اتاق كردم و عرضه داشتم : اى رسول خدا ، آيا من نيز با شما ( اهلبيت ) هستم ؟ فرمود : « تو عاقبت بهخير هستى ، توعاقبت به خير هستى » . بر مبناى پيشوايان جرح و تعديل اهل سنّت ، سند اين حديث صحيح و معتبر است . برخى از راويان حديث به اندازهاى مشهور و معروف به وثاقتند كه وثاقت آنها نزد آشنايان به جرح و تعديل اهل سنّت مسلّم است و براى اثبات وثاقت آنان نيازى به مراجعه به كتب رجالى نيست ، با اين وجود به اين توثيقات اشاره مىكنيم . راوى نخست حديث ، عبداللَّه فرزند احمدبن حنبل است كه نيازى به توثيق ندارد . وى از پدرش ، احمد بن حنبل ( امام حنابله ) نقل مىكند . راوى بعدى عبداللَّه بن نمير ، شيخ و استاد احمد بن حنبل است كه بدون ترديد ثقه است . « 1 »
--> ( 1 ) . ر . ك : تهذيب الكمال : 16 / 228 ، ذيل شماره 3618 ؛ خلاصة تذهيب تهذيب الكمال : 217 ؛ تقريب التهذيب : 1 / 542 / ش 3679 ؛ تهذيب التهذيب : 6 / 52 - 53 / ش 110 .