السيد علي الحسيني الميلاني
82
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
و به پيامبران شريعت ، طريقت و آيينى عطا كردى و براى آنان اوصياء و جانشينانى برگزينى تا يكى پس از ديگرى ، از مدتى تا مدتى معين نگهبان دين و پاسدار آيين و شريعت و حجت بر بندگان تو باشد ، تا آن كه دين حق از قرارگاه خود خارج نشود و اهل باطل غلبه پيدا نكنند و تا كسى نتواند بگويد : اى خدا ، چرا به سوى ما رسول نفرستادى تا ما را از جانب تو به نصيحت ارشاد كند و چرا پيشوا نگماشتى كه ما از آيات و رسولانت پيروى كنيم ؟ محل شاهد دو عبارت « إقامة لدينك » و « حجة على عبادك » است . هدف از بعثت أنبياء و نصب اوصياء همانا برپايى دين و اتمام حجت بر بندگان است . حجت يعنى دلالت روشن . اين كه خبر واحد حجت است ، يعنى خبر واحد وظيفهء مكلف را روشن مىنمايد و موجب اشتغال ذمّه و گردنگيرى مكلّف است ، چرا كه خبر واحد يا حكمى را بر عهده مكلّف مىگذارد كه مىگوئيم حكم منجّز است و به گردن مكلّف مسئوليتى را بار مىكند ، و يا رخصتى براى او مىآورد كه اصطلاحاً به آن مىگويند معذّر . پس بايد حجّت باشد تا بازخواست الاهى از ناحيه پروردگار بر مكلّفين تمام باشد و از ناحيه مكلفين در مقام عذرآورى براى خداوند متعال كامل باشد . حال اگر در امام ارتكاب سهو ، خطا ، فراموشى راه داشته باشد ، آيا اين بازخواست و احتجاج كامل مىشود ؟ خير ! چرا كه با وجود احتمال خطا در اعمال ، گفتار و تقرير امام ، احتجاج با بندگان باطل است ؛ از همين رو بايد در قول ، فعل و تقرير امام احتمال سهو و فراموشى و خطا راه نداشته باشد . دليل ششم : سرپرستى دين و شريعت علامه حلّى دليل ديگرى بر لزوم عصمت پيشوايان دين و رهبران هدايت ذكر كرده است . وى مىنويسد :