السيد علي الحسيني الميلاني

62

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

اما راويان مجامع حديثى اهل تسنّن در پايين آوردن مقام رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله پا را از اين هم فراتر گذاشته و - العياذ باللَّه - فهم و آگاهى ايشان را در امور عادى و عرفى نيز كمتر از مردم عادى معرفى كرده‌اند . موسى بن طلحه از پدرش طلحة بن عبيداللَّه نقل مىكند : مررت مع رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله بقوم على رؤوس النخل ، فقال : ما يصنع هؤلاء ؟ فقالوا : يلقّحونه ، يجعلون الذكر في الأنثى فيتلقح ، فقال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله : ما أظن يغني ذلك شيئاً قال : فاخبروا بذلك فتركوه ؛ با رسول خدا از كنار قومى كه بالاى درختان خرما بودند مىگذشتيم . حضرت پرسيد : اين گروه چه مىكنند ؟ گفتند : مشغول تلقيح ( درختان ) هستند و ( گردهء درختان ) نر را بر درختان ماده قرار مىدهند . رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : گمان نمىكنم به اين كار نيازى باشد . [ طلحه ] گفت : اين خبر را به مردم رساندند و مردم كار تلقيح درختان را رها ساختند . بر اساس اين روايت ، مردم با اعتماد به سخن پيامبر دست از تلقيح كشيدند و آن سال تمام محصولات از بين رفت و - به اصطلاح عرب - خرماهاى مدينه « شيص » و غير قابل استفاده شدند . در ادامه روايت آمده است : فأخبر رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله بذلك فقال : إن كان ينفعهم ذلك فليصنعوه ، فإنّي إنّما ظننت ظنّاً ، فلا تؤاخذوني بالظنّ ؛ « 1 » خبر از بين رفتن محصولات را به رسول خدا رساندند . پيامبر فرمود : چنان‌چه تلقيح

--> ( 1 ) . صحيح مسلم : 7 / 95 / ح 6275 ؛ مسند أحمد : 1 / 162 / ح 1395 ؛ سنن ابن ماجة : 2 / 825 / ح 2470 ؛ مسند أبي يعلى : 2 / 12 / ح 639 ؛ فتح الباري : 4 / 335 ؛ مسند أبي داوود : 31 ؛ كنز العمّال : 11 / 464 / ش 32179 ؛ تفسير الآلوسي : 13 / 72 .