السيد علي الحسيني الميلاني

47

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

فإنا نجوّز أن ينبّىء اللَّه تعالى كافراً ويؤيّده بالمعجزة ؛ « 1 » ما جايز مىدانيم كه خداى تعالى كافرى را نبوت دهد و او را با معجزه تأييد نمايد . با توجه به سخن پيشين ، برخى از اهل تسنّن علاوه بر گناه و خطا ، كفر را نيز بر پيامبر جايز مىشمارند و معتقدند كه ممكن است شخص كافر نيز نبى گردد . هم‌چنين برخى ديگر از عالمان اهل سنّت علاوه بر جواز نبوتِ كافر ، كفر نبى پس از نبوت را نيز جايز دانسته‌اند . ابن حزم از ابوبكر باقلانى اين چنين نقل مىكند : وجائز عليهم أن يكفروا ؛ « 2 » جايز است كه انبياء كافر شوند . منشأ اعتقاد اهل سنّت دربارهء عصمت پيامبران اين گونه اعتقاد اهل سنّت پيرامون عصمت انبياء بر پايهء احاديثى شكل گرفته است كه - العياذ باللَّه - بيان‌گر گناه ، خطا و حتى كفر و شرك پيامبران الاهى ، به ويژه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله است . مهم‌ترين منبع اين گونه اعتقادات گمراه كننده را مىتوان رواياتى برشمرد كه در مجامع و منابع اهل سنّت آمده است . در ذيل به برخى از اين روايات اشاره مىكنيم . عدم عصمت حضرت ابراهيم چنان كه گفتيم ، اهل تسنّن دروغ ، معصيت ، فسق و حتى كفر را براى پيامبران جايز مىدانند . آنان داستان‌هايى در كفر و فسق برخى از انبياء نقل كرده‌اند كه از آن

--> ( 1 ) . المنخول : 310 . ( 2 ) . الفصل في الملل والنحل : 4 / 2 .