السيد علي الحسيني الميلاني
38
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
سان كه شاهد صدق مدعى نبوت است . مرحوم علامهء حلّى در اين باره مىنويسد : الإمام يجب أن يكون منصوصاً عليه ؛ لأن العصمة من الأمور الباطنة التي لا يعلمها إلّااللَّه تعالى ، فلابدّ من نصّ من يعلم عصمته عليه ، أو ظهور معجزة على يده تدلّ على صدقه ؛ « 1 » واجب است كه بر امامت امام نص وجود داشته باشد ، زيرا عصمت از امور باطنى است كه كسى جز خداى تعالى بر آن عالم نيست . پس ناگزير از نص هستيم از كسى كه عالم به عصمت او است ، و يا معجزهاى به دست او ظاهر شود كه بر صدق وى دلالت كند . پس ما تابع دليل هستيم و اگر براى اثبات امامت شخصى دليلى به دست نيايد ، امامت وى را نخواهم پذيرفت . 4 . عصمت يكى از شرايط امامت عصمت است . به حكم روشن عقل و تصريح كتاب و سنّت ، تنها كسى شايستگى امامت و آمريت را دارد كه معصوم باشد . پس عصمت يكى از ويژگىهايى است كه براى ثبوت امامت ضرورت دارد . اهميت و جايگاه « عصمت » بحث عصمت يكى از مباحث مهم در حوزهء اعتقادات است كه هر يك از فرقههاى اسلامى از نگاه خود به آن پرداخته است . ارتباط بحث « عصمت » با حجيّت قول و فعل فرستادگان و برگزيدگان پروردگار ، اين بحث را از حساسيت و اهميت فوق العادهاى برخوردار نموده است . از آن جا كه اهل تسنّن به عصمت حاكمان و زمامداران مسلمين اعتقاد ندارند ؛ از
--> ( 1 ) . النافع يوم الحشر في شرح الباب الحادي عشر : 100 .