السيد علي الحسيني الميلاني

350

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

البته به جز اشكالات مطرح شده ، گاهى سؤالات بىارزش و جاهلانه‌اى نيز مطرح مىگردد . اين سؤالات در حقيقت اعتراض به خدا و رسول اوست . اما حقيقتى كه حتى در ميان غبار ناشى از عداوت مخالفان به روشنى نمايان است تا آن جا كه شيعه براى اثبات مدعاى خويش ، از استناد به منابع و متون خود بىنياز است و صرفاً با ارجاع اهل سنّت به منابع و مصادرشان ، بر آنان استدلال و احتجاج مىكند : « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ » ؛ « 1 » تا آن كس كه هلاك شدنى است پس از اتمام حجت هلاك شود ؛ و هر آن كس كه شايسته حيات ابدى است ، با اتمام حجّت به حيات ابدى دست يابد . بنابراين اگر اهل تسنّن به درستىِ روايات و تفاسيرِ محدّثان و مفسّران خود ملتزم باشند ، چاره‌اى جز تسليم و پذيرش ولايت و امامت بلافصل اميرالمؤمنين را نخواهند داشت . وظيفهء ما نيز چيزى جز ابلاغ حقيقت نيست و هر آن چه شرط بلاغ بود گفتيم ، با اين حال اگر باز هم سؤال و شبهه‌اى باشد ، براى پاسخ‌گويى و بحث حاضريم و هدايت به دست خداوند است چنان كه به رسول خويش فرمود : « إِنَّكَ لاتَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللَّه يَهْدي مَنْ يَشاءُ » ؛ « 2 » همانا تو هر كه را دوست مىدارى هدايت مىكنى و ليكن خداوند هر كه را بخواهد ، هدايت مىكند . و نيز فرمود : « إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ » ؛ « 3 » وظيفهء تو چيزى جز تبليغ نيست .

--> ( 1 ) . سورهء انفال : آيه 42 . ( 2 ) . سورهء قصص : آيه 56 . ( 3 ) . سورهء شورى : آيه 48 .