السيد علي الحسيني الميلاني
225
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
بر اساس اين حديث ، هر گاه دستورى از ناحيه خداوند رسيده باشد و نصّى وجود داشته باشد مشورت در آن مورد بىمعنا خواهد بود ، و اين موضوع را مسلمانان نيز مىدانستند ، از همين رو به حضرت عرضه داشتند : « إنْ كنت أُمرت بشيء فافعله » . به همين جهت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در فرستادن اسامه ، به آراء و اعتراضات اطرافيان خود اهميتى نداد و اسامه را كه جوانى 20 ساله بود به فرماندهى لشكرى منصوب كرد و فرمود : « أنفذوا بعث اسامة » و متخلفان از اين لشكر را لعن كرد و فرمود : « لعن اللَّه من تخلّف عن جيش أُسامة » . « 1 » حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز نسبت به شورا در مسئله امامت تعريض دارد . ايشان در خطبه شقشقيه مىفرمايد : فيا للَّهوللشورى ، متى اعترض الرّيب فيّ مع الأوّل منهم حتّى صرتُ أُقرَنُ إلى هذه النظائر ؛ « 2 » پناه بر خدا از اين شورا ! كدام زمان بود كه در مقايسه من با نخستين آنان ( ابوبكر و برترى من ) شكّ و ترديد وجود داشته باشد ، تا چه رسد به اين كه مرا همسنگ امثال آنها ( اعضاى شورا ) قرار دهند . پس شورا هرگز مورد قبول اميرالمؤمنين عليه السلام نبوده است ، از اين رو حضرت اميرالمؤمنين در اين باره مىفرمايد : فإن كنت بالشّورى ملكت امورهم * فكيف بهذا والمشيرون غيّب ؛ « 3 » تو اگر به واسطهء شورا زمام امور مردم را بدست گرفتهاى .
--> ( 1 ) . الملل والنحل : 1 / 23 ؛ المواقف : 3 / 650 ؛ شرح المواقف : 8 / 376 ؛ شرح نهج البلاغة ( ابن ابى الحديد ) : 6 / 52 . ( 2 ) . نهج البلاغة : 1 / 34 - 35 ؛ شرح نهج البلاغة ( ابن ابى الحديد ) : 1 / 184 . ( 3 ) . همان : 4 / 43 ؛ همان : 18 / 416 .