السيد علي الحسيني الميلاني
20
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
مستلزم مفاسدى خواهد بود كه دفع اين مفاسد با نصب شخصى بدون اين ويژگىها ممكن خواهد بود ؛ در نتيجه اين اوصاف در امامت معتبر نيست . آرى ، واجب است كه امام در ظاهر عادل باشد كه به مردم ستم روا ندارد . پس چه بسا فاسق ، اموال را در خواهشهاى نفسانى مصرف كند و اين موجب ضايع شدن حقوق گردد . [ همچنين واجب است ] بالغ باشد ، چرا كه عقل نوجوان قاصر است . [ واجب است ] مرد باشد ، زيرا عقل و دين زنان ناقص است . [ و بالاخره واجب است ] آزاد باشد تا اين كه خدمت به مالكش او را از انجام وظايف امامت باز ندارد . . . . پس اين صفات پنجگانه و يا هشتگانه - يعنى به اضافه سه صفت مورد اجماع و اتفاق ؛ يعنى علم ، تدبير در جنگها و شجاعت - همان صفات معتبر در امام مىباشند . پنج شرط [ يعنى عدالت ، عاقل بودن ، بالغ بودن ، مرد بودن و آزاد بودن ] از شروطى است كه به اجماع و اتفاق ، در امامت معتبر است . بر اساس عبارت جرجانى در شرح مواقف ، هشت شرط براى امامت ذكر شده است . سه شرط نخست نظر جمهور اهل تسنّن است و از ويژگىهايى است كه بدون آنها كسى مستحق امامت نخواهد بود . با اين وجود برخى متكلّمان سنّى بر اين باورند كه پس از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله كسى كه داراى سه شرط علم ، عدالت و شجاعت باشد يافت نمىشود ، از همين رو آنان شرطهاى عمومىترى براى امامت در نظر گرفتهاند . بنابراين ضوابط ، تعيين امام نزد اهل سنّت ناظر به حق و حقيقت نيست ، بلكه اين حوادث پس از رحلت خاتم الانبياء صلى اللَّه عليه وآله است كه اين شرايط را تعيين مىكند . به عبارت ديگر اهل تسنّن هيچ معيار صحيحى مبتنى بر كتاب ، سنّت و عقل براى شناخت امام ارائه نمىدهند ، بلكه مىكوشند آن چه در تاريخ