السيد علي الحسيني الميلاني

170

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

در اين جنگ ، لشكريان اسلام به فرماندهى امير المؤمنين عليه السلام به پيروزى رسيدند . يكى از غنائم جنگى دختر يا زن جوانى بود كه اميرالمؤمنين عليه السلام او را براى خود اختيار كردند . « 1 » خالد بن وليد كه با اميرالمؤمنين دشمنى خاصى داشت ، « 2 » به همراه « بُريده » - كه او نيز به كدورتش با على عليه السلام اقرار مىكند - و عده‌اى ديگر دور هم جمع شده ، در صدد برآمدند كه خبر اين قضيه را به عنوان نقطهء ضعفى از على عليه السلام به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله برسانند . به همين جهت خالد نامه نوشت و به دست بريده سپرد و سه نفر ديگر را همراه وى كرد تا با سرعت خود را به مدينه رسانده و در آن جا با همراهى و هماهنگى برخى ديگر اميرالمؤمنين عليه السلام را نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله كوچك كنند و على عليه السلام را از چشم پيامبر اكرم بياندازند . « 3 » آنان با اين قصد نزد آن حضرت رفته ، زبان به شكايت گشودند . آن چهار نفر به ترتيب برخاسته و دربارهء اميرالمؤمنين عليه السلام و عمل‌كرد او بدگويى كردند . پاسخ پيامبر به آن‌ها بسيار شنيدنى است . در روايات آمده است : فأقبل إليهم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله والغضب في وجهه فقال : ما تريدون من علي ؛ « 4 »

--> ( 1 ) . البته اين موضوع محل تأمل است ، ولى چون در اينجا موضوع بحث ما نيست ، از پرداختن به آن‌خوددارى مىكنيم . ( 2 ) . جاى تأسف است كه چنين مطالبى گفته نمىشود و شخصيت اشخاص ناشناخته مىماند و معلوم نمىشود كه چه كسانى حتى در زمان خود پيامبر با اميرالمؤمنين عليهما السلام دشمنى داشته‌اند . ( 3 ) . ر . ك : مجمع الزوائد : 9 / 128 . ( 4 ) . السنن الكبرى ( نسائى ) : 5 / 133 / ش 8474 ؛ خصائص أميرالمؤمنين عليه السّلام ( نسائى ) : 98 ؛ المستدرك على الصحيحين : 3 / 111 ؛ مسند أبي يعلى : 1 / 293 / ح 355 ؛ المصنّف ( ابن أبى شيبه ) : 7 / 504 / ش 58 ؛ سنن الترمذي : 5 / 297 / ش 3796 ؛ صحيح ابن حبان : 15 / 374 ؛ كنز العمّال : 13 / 142 / ش 36444 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 42 / 199 ؛ سير أعلام النبلاء : 8 / 199 ؛ ميزان الإعتدال : 1 / 410 ؛ المناقب ( خوارزمى ) : 153 / ش 180 . ذهبى بيش از سه چهارم احاديث حاكم را تضعيف مىكند ، اما وقتى به اين حديث مىرسد ، سكوت مىكند .