السيد علي الحسيني الميلاني

154

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

امّا براى اين كه مطمئن شود مىگويد : فأحببت أن أشافه بها سعداً ، فلقيت سعداً فحدثته بما حدّثني عامر ، فقال [ سعد ] : أنا سمعته ، فقلت : أنت سمعته ؟ قال : فوضع إصبعيه على أذنيه فقال : نعم وإلّا فاستكّتا ؛ « 1 » دوست داشتم حديث را از خود سعد بشنوم ، از اين رو به ديدار سعد رفتم و حديث [ منزلت ] را كه از عامر ( فرزند سعد ) شنيده بودم نقل كردم . سعد گفت : خود اين حديث را شنيدم . به او گفتم : تو خود شنيدى ؟ سعد در حالى كه انگشتانش را روى گوش‌هاى خود قرار داد گفت : اگر با اين دو گوش نشنيده باشم كر بشوم و اگر نديده بودم كور بشوم . تعجب سعيد بن مسيّب و پىگيرى وى ، دلالت بر اهميت حديث منزلت دارد . حديث منزلت در صحيح مسلم به نقل از سعد بن ابى وقاص اين گونه آمده است : آن وقتى كه معاويه براى حج به حجاز آمد ، نشستى ترتيب داد و بزرگان به ديدار او رفتند . وقتى سعد بن ابى وقاص به نزد او رفت ، معاويه در همان مجلس به او امر كرد تا اميرالمؤمنين عليه السلام را لعن كند . سعد بن ابى وقاص از لعن اميرالمؤمنين خوددارى كرد و به سه مورد از خصوصيات اميرالمؤمنين اشاره كرد كه از جملهء آن‌ها حديث منزلت است . سعد گفت : تا وقتى اين احاديث را به ياد داشته باشم ، هرگز او را لعن نخواهم كرد . در اين نقل اين گونه آمده است : ومنها : أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى . « 2 »

--> ( 1 ) . صحيح مسلم : 7 / 120 . ( 2 ) . همان .