السيد علي الحسيني الميلاني
38
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
براهين عقلى مورد اتفاق نيز حجت ديگرى است كه از سوى طرفين مناظره مورد قبول است . اما معمولًا هيچ يك از اين دو حجت به تنهايى در مناظره و احتجاج كفايت نمىكنند . به عنوان مثال وقتى به آيهاى استدلال كنيم بايد شأن نزول آن را نيز بيان كنيم براى بيان شأن نزول ناگزير از مراجعه به سنّت هستيم . همچنين قواعد عقلى ، آنها هميشه كبراى قضيه هستند و براى دستيابى به صغراى قضايا نيز بايد به سنّت مراجعه كرد . به عنوان مثال قاعدهء « قبح تقدم مفضول بر فاضل » - يك قاعدهء عقلى مورد قبول همهء عقلاى عالم مىباشد و حتى ابن تيميه كه در بين اهل سنّت پرچمدار تعصب است و بسيارى از قضاياى عقلى و تاريخى و حديثى مسلّم و ثابت را انكار مىكند ، اين قاعده را به عنوان يك قاعدهء عقلى مسلّم پذيرفته است « 1 » - نياز به صغرى دارد و اثبات آن نيز به سنت نيازمند است . بنابراين چنان چه بخواهيم براى خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام به اين قاعده استناد كنيم بايد وجه افضليت اميرالمؤمنين را اثبات كنيم . براى اين كار نيز يا بايد شاهدى از قرآن ارائه كنيم و يا به شواهد منقول از سنّت مورد قبول طرف مقابل استناد نماييم . چنان چه جهت شناخت ملاك افضليت به قرآن استناد و براساس آيه شريفهء « وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرَاً عَظِيماً » « 2 » جهاد را به عنوان يكى از ملاكهاى افضليت عنوان كنيم ، براى اثبات اين كه اميرالمؤمنين عليه السلام داراى اين ملاك است و ديگرى اين ملاك را ندارد بايد به سنت مورد قبول اهل سنّت احتجاج كنيم . بر اساس آيات قرآن كريم ايمان و علم نيز از ملاكهاى افضليت هستند . خداى تعالى مىفرمايد :
--> ( 1 ) . منهاج السنه : 6 / 337 . ( 2 ) . سوره نساء : آيه 95 .