السيد علي الحسيني الميلاني

26

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

امامت - چنان كه خواهد آمد - از اصول دين است و هر فردى موظف است در اصول دين ، مجتهد باشد و تقليد جايز نيست ، يعنى اين كه بر هر مكلّفى لازم است در چارچوب ادله و براهين به فهم صحيحى از اين مسائل نائل شود و قادر باشد به سؤالاتى كه در اين زمينه مطرح مىگردد پاسخ گويد و بتواند براى اثبات عقيدهء خويش و ردّ اشكالات وارد شده ، دليل اقامه كند . روشن است كه توان اشخاص در مطالب علمى بايد لحاظ گردد بر اين اساس ، از يك محصل فاضل حوزه علميه انتظاراتى وجود دارد كه هيچ گاه از يك كاسب عامى چنين انتظارى نمىرود . به عبارت ديگر هر چند كه همگان به تلاش براى يادگيرى اصول دين مكلّفند امّا وظيفه فضلا و محصلين حوزه‌هاى علميه سنگين‌تر است ؛ زيرا علاوه بر اين كه ايشان به فراگيرى اصول دين از غير طريق تقليد ، موظفند ، وظيفه تبليغ اين مهم نيز بر دوش آن‌هاست . جاى بسى تأسف است كه فاضلى از فضلاى حوزهء علميه قادر به اقامهء دليل در مسأله‌اى از مسائل اصول دين نباشد . بنابراين چنان كه مجتهد در فهم مسائل فقهى و استخراج احكام شرعيه در چارچوب ادله اظهار نظر مىكند ، لازم است هر فرد مكلفى بتواند به قدر وسع خود در اصول دين دليل و برهان اقامه كند . 2 . طرح مباحث امامت و بحث تقريب بين مذاهب چنان كه گفتيم طرح بحث امامت از سوى عالمان شيعه همواره حساسيت مخالفين را برانگيخته تا آن جا كه كار به قتل و كشتار انجاميده است . از اين رو امروزه برخى پرداختن به مسأله امامت را موجب بروز تنش و اخلال در امر زندگانى مسالمت آميز بين مسلمين تلقى كرده و معتقدند كه بايد از طرح اين مسأله اختلافى خوددارى گردد . اما بسيار روشن و مبرهن است كه تحقيق دربارهء مذاهب و ادله و آراى هر