السيد الخميني
52
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
نشان مىدهد . سالك إلى اللَّه و مجاهد طريق معرفت بايد در هيچ حالى از احوال و طورى از اطوار ، از وظيفهء عبوديّت و حفظ محضر ربوبيت - جلت عظمته - غفلت نكند ؛ حتى در امور عاديه و آداب معاشرت حظ قلوب و ارواح را عطا كند ، و حقّ تعالى و نعم و عطيات او را در هر چيز مشاهده كند . پس ، در وقت پوشيدن لباس ظاهر ، از لباس تقوا و ايمان و معرفت ، كه خير البسه هستند ، غفلت نكند ؛ و چنانچه با لباس ظاهر ستر عورت ظاهرى كند ، با آن البسه ستر عورات باطنه ، كه قباحت و زشتى آنها بالاتر است ، نمايد ، و كرامات حقّ تعالى و الطاف آن ذات مقدس را منظور كند ؛ و لباس ظاهر را براى اداى وظيفهء عبوديّت ، و لباس باطن را براى آداب حضور در محضر ربوبيت بپوشد ؛ و در البسهء ظاهريه و باطنيه ، بهترين آنها آن را داند كه او را به ياد حقّ آورد و از ذكر او غافل نكند . پس ، در ماده و هيئت لباس ظاهر ، اختيار چيزى كند كه اسباب سركشى نفس نشود و مورثِ غفلت از حقّ نگردد و او را در زمرهء اصحاب عجب و ريا و مفاخرت و تكبر و تزين منسلك نكند ؛ و ملتفت باشد كه ركون به دنيا - حتى در اين امور - را در قلب تأثيرات غريبى است كه موجب هلاكت آن است ؛ و بداند كه اين آثارى كه در نفس به واسطهء بعض البسهء فاخره حاصل مىشود ، از آفات دين و مورثِ قسوت قلب است كه خود از امهات امراض باطنيه است . و در البسهء باطنيه خيلى اهتمام كند كه شيطان و نفس اماره را در آن آنها تصرفى نشود ، و او را مبتلا به عجب و ريا و سركشى و افتخار نكند ، و بر بندگان خدا به دين خود يا به تقوا و طاعت و كمال و معرفت و علم افتخار ننمايد ، و تكبر نفروشد ، و از عواقب امر خود و مكر اللَّه ايمن نباشد ، و بندگان خدا را ، هر چند در لباس اوباش و اهل معصيت هستند ، حقير نشمارد ؛ كه اينها از مهلكات نفس است و موجب عجب به ايمان و اخلاق و اعمال است كه سرچشمهء همهء مفاسد است . و در وقت پوشيدن لباس ، متذكر حقّ شود و رحمتهاى ظاهره و باطنهء او كه ستر ذنوب او فرموده به رحمت خود ؛ و با حقّ تعالى به اخلاص و صدق معامله