السيد الخميني

47

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

او را دعوت به اين شجره كنند كه مبدأ بسط كمالات و منشأ فتح ابواب فيوضات است . پس ، او را از بساط قرب قبل التنزل تبعيد كردند و به توجه به طبيعت دعوت نمودند تا آنكه وارد حجب ظلمانيه گردد ؛ زيرا كه تا وارد در حجاب نشود ، خرق آن نتواند كرد . قالَ تَعَالى : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ، ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ . « 1 » ردّ به اسفل سافلين ، كه آخرين حجب ظلمانيه است ، از جامعيت اين اعجوبهء الهيّه است و لازمهء تعليم اسما و صفات در حضرت علميه است . و چون آدم ( ع ) از ظهور ملكوتىِ ايجادى به توجه به ملك خود خارج شد ، محدث به حدث اكبر و مجنب به جنابت عظما گرديد ؛ و چون اين توجه در حضرت مثال يا بهشت دنيا متمثل شد ، دنيا به صورت شجره درآمد و آدم به توجه و مشى به سوى آن و برداشتن به دست و به سر نهادن و اعظام نمودن آن ، مبتلاى به خطيئه شد . پس ، اين خطيئه را و موارد آلودگى به آن را ، بايد خود و ذريهء او ، خصوصاً اين امت كه خير امم و عارف به اسرارند از نور اولاد اطهار ، جبران كنند . پس ، موارد آلودگى ظاهر او را بايد تطهير كنند به آب طاهر نازل از حضرت رحموت ؛ و مورد آلودگى باطن و قلب او را بايد تطهير كنند به آب تجلّيات از حضرت لاهوت . پس ، در وقت تطهير وجه ، وجه قلب را يكسره از غير شست‌وشو دهند ؛ و در وقت تطهير دست ، از مرفق آلودگى به دنيا تا منتهاى اصابع مباشرت آن تطهير كنند ؛ و با فضل آن ، اقصاى عرشِ توجه به طبيعت و منتهاى مشى به سوى حصول آمال را مسح نمايند ، و از فضول توجه به ملك و بقاياى آثار آن خارج شوند ، و از خطيئه و جنابت پدر اول ، كه اصل آنهاست ، بيرون شوند . وَ فِى الْعِلَلِ فِى حَديثِ صَلاةِ الْمِعْراجِ : ثُمَّ قالَ ربّي عَزَّ وَ جَلَّ : يا مُحَمَّدُ مُدَّ يَدَكَ فَيَتَلَقّاكَ ماءٌ يَسيلُ مِنْ سَاقِ عَرشِى الْأيمَنِ . فَنَزَلَ الْماءُ فَتَلَقَّيْتُهُ بِالْيَمينِ فَمِنْ

--> ( 1 ) - « همانا انسان را در بهترين صورت و هيئت آفريديم . آنگاه او را به اسفل سافلين ( پست‌ترين جاهاى پست ) بازگردانيديم . » ( تين / 4 )