السيد الخميني

28

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

ابن الحسين را كه نماز مىخواند ، پس رداى آن حضرت از منكبش افتاد و تسويه نفرمود آن را تا از نماز فارغ شد . پس ، از آن حضرت سؤال نمودم از آن ، فرمود : " واى بر تو ، آيا مىدانى در محضر كى بودم ؟ همانا از بنده قبول نشود نمازى ، الّا آنچه را اقبال نموده در آن " . گفتم : " فدايت شوم ، هلاك شديم ما " ، فرمود : " كَلّا ، خداى تعالى تمام مىكند آن را به نافله‌ها " . » « 1 » و اخبار در اين زمينه بيش از آن است كه بتوان در اين اوراق نگاشت و بتوان از عهدهء بيان اسرار آن برآمد ؛ و ما اين فصل را اتمام كنيم به ذكر يك نكتهء دانستنى ، و آن اين است كه يكى از فوائد مهمهء عبادات كه عقل و نقل بر آن اتفاق دارند ، و بايد آن را يكى از اسرار عبادات به شمار آورد ، آن است كه از هر عبادتى در قلب اثرى حاصل شود كه از آن در روايات به زيادت يا توسعهء « نكتهء بيضاء » تعبير شده است ؛ و ببايد دانست كه ما بين ظاهر و باطن و سرّ و علن انسانى ، يك ارتباط و علاقهء طبيعيه‌اى است كه آثار هر يك و افعال و حركات هر يك را در ديگرى سرايتى عظيم و تأثيرى غريب است ؛ و اين مطلب علاوه بر آنكه برهانى است ، وجدان و عيان هم شاهد بر آن است ؛ چنانچه حالات صحت و مرض بدن و عوارض مزاجيه و حالات داخليه و خارجيهء بدن ، در روح و باطن مؤثر است ؛ و به عكس ، حالات خلقيه و روحيه و ملكات نفسانيه در حركات و سكنات و افعال بدنيه ، طبعاً و من غير رويّه ، مؤثر است ؛ و از اين ، نتيجه حاصل آيد كه هر يك از اعمال خيريه يا شريّه را ، در نفس تأثيرى است كه يا آن را متوجه به دنيا و زخارف آن كند و محجوب از حقّ و حقيقت نمايد و در سلك حيوانات و شياطين منسلك كند ، يا آن را متوجه به آخرت كند و قلب را الهى كند و كشف سبحات جلال و جمال بر او نمايد ، و او را در سلك روحانيين و مقربين درگاه منخرط نمايد . و اين افعال عباديه و مناسك الهيّه ، علاوه بر آنكه خود داراى صور غيبيهء بهيهء ملكوتيه هستند ، كه تشكيل بهشت جسمانى دهند ، در روح نيز ملكات و حالاتى حاصل كنند كه مبدأ بهشت متوسط و جنات اسمايى گردند ؛ و اين

--> ( 1 ) - مستدرك الوسائل ، « ابواب افعال الصّلاة » ، باب 2 ، حديث 29 .