السيد الخميني

20

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

مواقع هولناكْ شب به روز آورد و با اقدام در اين امور به قلب رساند حكمِ عقلى را ، دل با خرد همراه شده كم‌كم مرتبهء اطمينان برايش حاصل مىشود و دل او به هيچ وجه از آن نمىلرزد و شجاعانه اقدام به امر مىكند . و همين طور است حال جميع حقايق دينيّه و مطالب برهانيّهء يقينيّه كه مرتبهء ادراك عقلى در آنها غير از مرتبهء ايمان و اطمينان است . و تا طالب حقّ و جويندهء حقايق با رياضات علميّه و عمليّه و تقواى كامل عملى و قلبى ، خود را به اين مرتبه نرساند ، صاحب قلب نشده ؛ و اول مرتبهء قلب ، كه يكى از لطائف الهيّه است ، براى او حاصل نشده و به خلعت ايمان مخلّع نشده ؛ بلكه به مقتضاى حديث شريف : الصَّلاةُ مِعْراجُ الْمُؤْمِن و حديث شريف : الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقيّ . « 1 » ممكن است گفت كه انسان تا به مرتبهء ايمان و تقوا نرسيده ، صلاة معراج و مقرب او نيست ، و باز شروع به سلوك و سير إلى اللَّه نكرده و مقيم در بيت نفس است . و طايفهء ديگر ، آنانند كه علاوه بر آنكه اين حقايق را به مرتبهء قلب رسانده و به مقام كمال اطمينان رسيدند ، با مجاهدات و رياضات به مرتبهء كشف و شهود رسيدند ، و حقايق را با چشم ملكوتى و بصيرت الهيّه به مشاهدهء حضوريه و حضور عينى دريابند . و از براى اين سالكان نيز مراتبى است كه تفصيل آن از حوصلهء اين اوراق خارج است ؛ و اين طايفه ، از اهل شهود و كشف ، حضور قلبشان در عبادت ، عبارت از آن است كه جميع حقايقى را كه صورت عباداتْ كاشف آنهاست ، و اسرارى را كه اوضاع و اقوال عباداتْ مظاهر آنهاست ، بالعيان مشاهده كنند ؛ پس در وقت تكبيرات افتتاحيه ، كشف حجب سبعه بر آنها گرديده و خرق آن را نمايند ؛ و در تكبير آخر ، كشف سبحات جلال و جمال بر آنها گرديده به مناسبت قلوب آنها ، و با استعاذهء از شيطان قاطع طريق و جلوهء اسم اللَّه الجامع ، وارد محامد گردند ؛ چنانچه اشاره‌اى به آن در

--> ( 1 ) - « نماز وسيلهء نزديك شدن هر شخص پرهيزكار ( به خدا ) است . » من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 56 ، « كتاب الصّلاة » ، « باب فضل الصّلاة » ، حديث 16 . عيون اخبار الرّضا ، ج 2 ، ص 7 ، باب 30 ، حديث 16 .