السيد الخميني

16

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

همين طور مطلق عبادات و خصوصاً نماز ، كه يكى از تركيبات قدسيّه است كه بِيَدَىِ الجلال و الجمال فراهم آمده و تصفيه شده ، كمال و نقص و نورانيّت و ظلمانيّت آن بسته به روح غيبى و نفخهء الهيّهء آن است كه به توسّط نفس ناطقهء انسانيّه به آن دميده مىشود . و هر چه مرتبهء اخلاص و حضور قلب ، كه دو ركن ركين عبادات است ، كامل‌تر باشد ، روح منفوخ در آن طاهرتر و كمال سعادت آن بيشتر و صورت غيبيّهء ملكوتيّهء آن منوّرتر و كامل‌تر خواهد بود . و كمال عمل اوليا عليهم السلام به واسطهء جهات باطنيّهء آن بوده ، و الّا صورت عمل چندان مهمّ نيست ؛ مثلًا ، ورود چندين آيهء شريفه از سورهء مباركهء « هَلْ اتى » در مدح على عليه السلام و اهل بيت طاهرينش عليهم السلام به واسطهء چند قرص نان و ايثار آنها نبوده ، بلكه براى جهات باطنيّه و نورانيّت صورت عمل بوده ؛ چنانچه در آيهء شريفه اشاره‌اى به آن فرموده آنجا كه فرمايد : إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً ؛ « 1 » بلكه يك ضربت على عليه السلام كه افضل از عبادت ثقلين مىباشد . « 2 » نه به واسطهء همان صورت دنيائى عمل بوده كه كسى ديگر اگر آن ضربت را زده بود باز افضل بود ، گرچه به ملاحظهء موقعيت مقابلهء كفر و اسلام ، خيلى انجام اين عمل مهم بوده كه شايد شيرازهء لشكر اسلام از هم پاشيده مىشد ، ولى عمدهء فضيلت و كمال عمل آن حضرت ، به واسطهء حقيقت خلوص و حضور قلب آن حضرت بوده در انجام اين وظيفهء الهيّه ؛ و لهذا مشهور است كه وقتى غضب بر آن حضرت مستولى شد به واسطهء جسارت آن ملعون ، از كشتن او خوددارى فرمود تا آنكه عمل به هيچ وجه شائبهء انّيّت و جنبهء يلى الخلقى نداشته باشد ؛ با آنكه غضب آن ولى اللَّه مطلقْ غضب الهى بود ولى باز عمل را خالص فرمود از توجه به كثرت ، و يكسره خود را فانى در حقّ فرمود و عمل به دست حقّ واقع شد . و چنين عمل در ميزان سنجش بر

--> ( 1 ) - « ما فقط براى وجه خدا ( رضاى خدا ) شما را اطعام مىكنيم و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمىخواهيم . » ( دهر / 9 ) ( 2 ) - اشاره به حديث شريف نبوى كه از طرق مختلف و با عبارات متعدد روايت شده است . از آن جمله : لضربة علىٍّ خيرٌ من عبادة الثَّقَلَيْن . بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 2 ، « تاريخ امير المؤمنين » ، باب 70 ، حديث 1 .