السيد الخميني
5
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
همين طور از براى نماز ، كه در بين عبادات و مناسك الهيّه سِمت جامعيّت و عموديّت دارد ، اين مقامات طابَقَ النَّعْلُ بِالنَّعْل هست ؛ زيرا كه جميع مقامات معنويّهء انسانيّه به حسب سفر معنوى اوست از منتهى النّزول عالم مُلكى ، كه بيت مظلمهء نفس است ، تا غاية القصواى معراج حقيقى روحانى ، كه وصول به فناء اللَّه است . و بُراق سير و رَفرَف عروج اهل معرفت و اصحاب قلوبْ نماز است ؛ و هر كس از اهل سير و سلوك إلى اللَّه را نمازى مختصّ به خود او و حظّ و نصيبى است از آن ، حسب مقام خود ؛ چنانچه ساير مناسك از قبيل روزه و حج نيز همين طور است ، گرچه به جامعيّت نماز نيستند : الطُّرُقُ الَى اللَّه بِعَدَدِ انْفاسِ الْخَلائِق . « 1 » و ديگران كه به آن مقام نرسيدهاند از براى آنها حظّى از نماز آنها نيست ؛ بلكه صاحب هر نشئه و مقامى اگر از مركب عصبيّت و انانيّت فرود نيايد ، انكار ساير مراتب كند و غير از آنكه خود به آن متحقّق است مقامات ديگر را باطل و حشو شمارد ؛ چنانچه مراتب و مقامات انسانيّه را نيز كسى كه به آن نرسيده و از حجاب انانيّت خارج نشده ، انكار كند و معارج و مدارج اهل معرفت و اوليا را ناچيز شمارد . و اين خود ، يكى از بزرگترين عوائق سير إلى اللَّه و بالاترين موانع ترقّيات روحيّه و مقامات روحانيّه است كه نفس امّاره به واسطهء حبّ به خود و زخارف دنيا در حجاب ظلمانى باقى مانده و وساوس شيطانيّه نيز به او كمك كرده تا اخلاد به ارض پيدا كند . حتى گاهى كار به آنجا انجامد كه صلاة و صيام اولياى كُمَّل را مثل نماز خود پندارد . يا اگر امتيازى قائل شود فقط در آداب ظاهريّه ، از قبيل قرائت و طول ركوع و سجود و غير آن كه صورت نماز است ، نماز آنها را ممتاز داند . و اگر قدرى از اين مقدار نيز تجاوز كند ، غايت امتياز را به اقبال قلب در وقت نماز و تفكّر در معانى و مفاهيم عرفيّهء آن داند ؛ بدون آنكه از حضور قلب و مراتب آن و اسرار آن و كيفيّت تحصيل آن خبرى داشته باشد ؛ يا آنكه در صدد باشد كه لا اقلّ حضور
--> ( 1 ) - « به عدد نفَسهاى آفريدگان ، به سوى خدا راهها هست . » اين جمله در كتاب شريف علم اليقين ، ج 1 ، ص 14 و 32 آمده است . و در اسرار الحكم ، ص 356 ، آن را به اكابر نسبت داده است .