السيد الخميني
مقدمه 21
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
ه . ش افتخار شاگردى معظم له را داشته ، و از دوران به ياد ماندنى مراحل تحصيليم به شمار مىآيد . اگر دههء پربركت 1357 تا 1368 ه . ش را درخشش نشئهء « شهادت » ايشان بدانيم ، چنان كه هست ، دههء مبارك 1347 « 1 » تا 1358 ه . ق حتماً فروغ نشئهء « غيب » آن حضرت ( ره ) خواهد بود ؛ زيرا در اين دهه بسيارى از نفايس غيبى از انفاس قدسى ايشان به نفوس سالكان مسلك صفا رسيده است . زيرا در سال 1347 ه . ق شرح دعاى سحر را مرقوم داشتند كه در آن بين « مشهود » و « معقول » و « منقول » الفتى دلپذير ايجاد كرد ؛ و به تعبير سزاتر ، از هماهنگى آنها پرده برداشت : سه نگردد بريشم ار او را * پرنيان خوانى و حرير و پرند و در سنهء 1349 ه . ق مصباح الهداية إلى الخلافة و الولاية را نگاشت ، كه در آن از چهرهء نگار خلافت محمدى ( ص ) و ولايت علوى ( ع ) غبارروبى نمود ، و كيفيت سريان اين دو نور را در عوالم غيب و شهود با زبان رمز بيان داشت و همتايى بلكه وحدت اين دو را با لسان استعاره اثبات نمود : أنا مَن أهوى و من أهوى أنا * نحن روحان حَلَلنا بدناً و در سال 1355 ه . ق تعليقه بر شرح فصوص قيصرى و مصباح الأنس محمد بن حمزهء فنّارى را به پايان رساند . و در ديباچهء تعليقه بر مصباح الانس تاريخ تَتَلْمُذ مصباح را چنين مرقوم داشتند : قد شرعنا قراءة هذا الكتاب الشريف لدى الشيخ العارف الكامل ، أستادنا في المعارف الإلهية ، حضرة الميرزا محمد على الشاهآبادي الأصفهاني ، دام ظله ، في شهر رمضان المبارك 1350 ه . ق . و در سنهء 1358 ه . ق كتاب حاضر ، يعنى سرّ الصلاة را تصنيف فرمود . و در آن ( فصل پنجم از مقاله يكم و نيز فصل پنجم از مقدمهء كتاب ) از كتاب اربعين ، و نيز در فصل دوازدهم از مقالهء دوم ، از كتاب مصباح الهداية خود ياد كردهاند . و چون اين كتاب سر الصلاة براى خواص تدوين شد و ديگران از آن بهره نمىبردند ، لذا كتاب آداب الصلاة را جهت فيض همگان مرقوم داشتهاند . هماهنگى شريعت و طريقت و حقيقت از نظر امام خمينى ( ره ) كيفيت استنباط اسرار نماز از ظواهر احكام و آداب و شرائط و اجزاء و اركان و
--> ( 1 ) - مطابق با 1308 ه . ش .