السيد الخميني
مقدمه 16
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
شىء كجا و فىء كجا نائى كجا و نى كجا * دوام كجا و دم كجا يَم كجا و نَم كجا « 1 » و از كراهت نماز در آتشكده و تون و مطبخ ، مىتوان به كيفيت نماز در حال خشم بر مظلومان و غضب بر مؤمن و سخط از قضا و كينه برادر ايمانى و . . . پى برد ؛ و با طى راه جهاد اوسط راهى جهاد اكبر شد تا به راز نماز رسيد . بنا بر اين ، راه وصول به راز نمازْ گذراندن همهء مراحل جهاد مىباشد . چون نماز از رهآورد وحى الهى است و حقيقت وحى داراى وحدت تشكيكى بوده ، از « ام الكتاب » كه « علىّ حكيم » است تا « عربى مبين » وحى خداست ، و نماز از بارزترين نمونههاى وحى قرآنى است ، داراى عرض عريض بوده : از مرحله قرائت تا اوج معارف آن كه از كسوت هر گونه كثرتى مبرّا و از تقمّص هر گونه جامهء عاريهء اعتبار منزّه مىباشد ؛ كه انجام هر مرتبهء آن زمينهء نيل مرحلهء برتر را فراهم مىنمايد . و از اين راه ، اول حجابهاى ظلمانى دريده شده ، آنگاه حجابهاى نورانى بر طرف مىگردد تا خداوند بدون حجاب مشهود شده و مخاطب شود . سپس نوبت به خرق حجاب هستىِ خود نمازگزار فرا مىرسد . و اين خرق هستىِ محدودِ بندهء و اصل به وسيلهء نگاه خاص و نجواى مخصوص الهى صورتپذير است ، كه در آن حال خدا با بنده ندا و نجوى دارد . و اين نگاه جانكاه چيزى از عبد سالك باقى نمىگذارد « 2 » مگر عبوديت او . همان طورى كه ربوبيت خداوند عين ذات اوست نه زايد بر ذات ، و در آنجا مشتق عين مبدأ و مبدأ عين مشتق است ، دربارهء عبد و اصل نيز چنين خواهد شد ، كه هيچ چيزى جز عبوديت وى نمىماند . و عبوديتِ محض « ذات ثبت له الربط » نيست ، بلكه « عين ربط » مىباشد . و ربط محض جز نگاه تام چيز ديگرى نيست ، و هرگز نگاهِ ربطى به خود نگاه تعلق نمىگيرد ؛ و در اين حال ، نه نگاه ديده مىشود و نه نگاهكننده . چون خود اين نگاه بهحقْ حجابِ نورى است و فرض آن است كه اين حجابِ نورى همانند هستىِ مجردِ خودِ نگاهكننده دريده شد ؛ و اصل خرق حجاب هم به نوبهء خود حجاب نورى است و رخت بربست ؛ و در اين حال ، هم او مىگويد : لِمَنِ الْمُلْكُ و هم او مىسرايد : لِلَّهِ
--> ( 1 ) - اسرار الحكم ، ص 508 . ( 2 ) - و لاحظته ، فصعق لجلالك ، فناجيته سرّا . مناجات « شعبانيه » .