السيد الخميني
114
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
دست تصرف خيانت خائنين را از جمال جميل على الاطلاق كوتاه بيند ؛ پس سر تا پاى خود و عالم را در اسم « السّلام » مستغرق بيند ، و در اين مرحله سرّى كامل از اسرار قدر دريابد . و اگر با قدم علمى و نظرى است ، سرّ قول حكما را كه گويند : الوجودُ خيرٌ محض دريابد ؛ و اگر از اصحاب معرفت و كشف است ، به قدر سعهء قلبش خيريت و سلامت و امان الهى در قلبش تجلى كند . و اللَّه العالم . و اما آداب آن محتاج به بيان نيست . وصل آخر [ در سرّى از اسرار سلام است ] از آنچه مذكور شد ، از سرّ صلاة - كه حقيقت آن عبارت از سفر الى اللَّه و فى اللَّه و من اللَّه است - در سرّ سلام مطلبى ديگر معلوم شود . و آن آن است كه چون سالك در حال سجده غيبت مطلقه از همهء موجودات براى او دست داد و از همهء موجودات غايب شد و در آخر سجده حالت صحوى براى او رخ داد و در تشهّد نيز اين حالت قوت گرفت ، ناگاه از حال غيبت از خلق به حضور منتقل شد و ادب حضور را به جاى آورد ، و در آخر تشهّد توجه به مقام نبوت پيدا كرد و در محضر ولايت آن سرور ، ادب حضور را كه سلام شفاهى است 94 بهجا آورد . و پس از آن ، به تعينات نور ولايت ، كه قواى ظاهره و باطنهء خود و « عباد اللَّه الصّالحين » است ، توجه نموده ادب حضور را ملحوظ داشت . و پس از آن ، به مطلق كثرات غيب و شهادت توجه پيدا نموده ادب حضور را ملحوظ داشته شفاهاً سلام تقديم داشت و سفر رابع كه « من الخلق الى الخلق » « 1 » است تمام شد .
--> ( 1 ) - اشاره است به يكى از اسفار اربعه كه عرفا در سلوك معنوى براى سالك قائل شدهاند . مراجعه شود به رسالهء مرحوم آقا محمد رضا قمشهاى دربارهء اسفار اربعه كه حضرت امام قدّس سرّه در كتاب مصباح الهداية ملخّص آن را نقل فرمودهاند . و به مقدمهء مرحوم صدر المتألّهين بر كتاب اسفار .