السيد الخميني
94
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
آخر سوره ، اسماى تنزيهيّه است ؛ پس سورهء شريفه نسبت حق است به جميع مقامات ؛ و تواند كه هُوَ اشاره به ذات من حيث هو باشد و أَحَدٌ اشاره به اسماى ذاتيه باشد . و العلم عنده . فصل نهم در بعض از اسرار ركوع است و آن نزد خاصّه ، خروج از منزل قيام به امر و استقامت در خدمت است كه پيش اهل معرفت مستلزم دعوى است . و در نزد اهل محبت ، خروج از منزل خيانت و جنايت است و دخول در منزل ذل و افتقار و استكانت و تضرع است كه منزل متوسطين است . و در نزد اصحاب قلوب ، خروج از منزل قيام للَّه به مقام قيام باللَّه و از مشاهدهء قيوميت به مشاهدهء انوار عظمت است ، و از مقام توحيد افعال به مقام توحيد اسما است ، و از مقام « تدلّى » به مقام « قاب قوسين » است ؛ چنانچه سجود مقام « او ادنى » است . و پس از اين ، اشاره اى به آن بيايد ، ان شاء اللَّه . پس ، حقيقت قيامْ تدلّى به قيوميت حق و رسيدن به افق مشيت است . و حقيقت ركوع تمام نمودن قوس عبوديّت و افناى آن در نور عظمت ربوبيت است . و ركوع اولياى كمل تحقق به اين مقام است به حسب مراتب خود و حظ آنها از حضرات اسماى محيطه و شامله و ذاتيه و صفتيه ، به طورى كه تفصيل آن از حوصلهء اين اوراق خارج است . پس ، سالك چون به منزل ركوع كه منزل فناى اسمايى است رسيد ، تكبير گويد و دست خود را مثل وقت تكبيرات افتتاحيه رفع كند با همان آداب . و اين تكبير و رفع باطن يكى از تكبيرات افتتاحيه است ؛ چنانچه تكبير سجود نيز چنين است . و در اين مقام حق را تكبير از توصيف ، كه از مقامات شاملهء عبد است و با او تا آخر سلوك همقدم است ، نمايد . و با دست خود مقام تدلّى و عبوديّت و تقوّم به قيّوميّت را ، كه خالى از شائبهء تجلّد و دعوى نيست ، رفع و