السيد الخميني

85

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

اين مقام ذكر شد - كه قيام و قرائت اشاره به مقام توحيد فعلى است - منافات ندارد با آنچه در فصل سوم از مقدمه در سرّ جملى نماز ذكر كرديم - كه إِيَّاكَ نَعْبُدُ رجوع عبد است به حق به فناى كلى مطلق - زيرا كه از براى هر يك از قرائت و ركوع و سجود مقاماتى است كه به حسب هر مقام ، اشاره به مقامى از توحيدات ثلثه مىتواند بود ؛ ولى هر يك از اين‌ها به مقامى انسب است . پس ، قيامْ به مقامِ توحيدِ افعال انسب است ؛ گرچه توحيد ذات و صفت را نيز در باطن دارد . و اين نظير كلامى است كه اهل معارف گويند راجع به تقسيمات اسماى افعال و صفات و ذات ، با آنكه هر اسمى را اسم جامع دانند ؛ پس اسم فعل را آن اسمى دانند كه تجلى فعلى در آن ظاهر باشد و تجلى صفتى و ذاتى در باطن او باشد ، و همين طور در اسم صفتى و ذاتى . فصل هفتم در قرائت است [ در اشارهء اجماليه به بعض اسرار سورهء حمد ] بدان كه اهل معرفت بسم اللَّه هر سوره را متعلق به خود آن سوره دانند . و از اين جهت در نظرى بسم اللَّه هر سوره را معنايى غير از سورهء ديگر است ؛ بلكه بسم اللَّه هر قائلى در هر قول و فعلى با بسم اللَّه ديگرش فرق دارد . و بيان اين مطلب به وجه اجمال آن است كه به تحقيق پيوسته كه تمام دار تحقق ، از غاية القصواى عقول مهيمهء قادسه تا منتهىالنهايهء صف نعال عالم هيولى و طبيعت ، ظهور حضرت اسم اللَّه اعظم است و مظهر تجلى مشيت مطلقه است كه امّ اسماى فعليه است ؛ چنانچه گفته‌اند : ظَهَرَ الْوُجُودُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . 2 * پس ، اگر كثرت مظاهر و تعينات را ملاحظه كنيم ، هر اسمى عبارت از ظهور آن فعل يا قولى است كه در تِلوِ آن واقع شود . و سالك إلى اللَّه اول قدم سيرش آن است كه به قلب خود بفهماند كه باسم اللَّه همه تعيناتْ ظاهر است ؛ بلكه همه ، خود اسم اللَّه هستند و در اين مشاهده