الشيخ السبحاني

54

رسالهء توضيح المسائل (فارسى)

توجه به اين كه ظلم بر ديگران نازيبا است و از طرف ديگر نيازى به آن ندارد ، كشف مىكنيم كه انگيزه‌هاى ظلم در خدا موجود نيست . قرآن هدف از برانگيختن انبيا را اقامه عدل مىداند و ياد آور مىشود كه تمام پيامبران به اقامه عدل در جامعه دعوت شده‌اند چنان كه مىفرمايد : ( لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ . . . ) ( حديد آيه 25 ) . « ما پيامبران خود را با دلائل روشن برانگيختيم و همراه آنان كتاب وميزان ( عقل كه مايه سنجش حق و باطل است ) فرو فرستاديم تا مردم عدل و داد را به پا دارند » . مقصود از صفت دوم ( حكيم ) اين است كه كارهاى او دور از لغو وعبث وبيهودگى است ، زيرا موجود سرا پا علم و قدرت جهت ندارد كه كار عبث انجام دهد و كار عبث سرچشمه‌اى جز فقدان آگاهى صحيح ندارد . و به ديگر سخن ، آن كس كار لغو انجام مىدهد كه از زشتى آن ناآگاه و يا بر ترك آن قادر وتوانا نباشد و هر دو عامل در خدا منتفى است از اين جهت او موجود حكيم است . مقصود از صفت سوم ( غنىّ ) اين است كه وجود خداوند مبدأ ومنبع همه نوع كمال است ، طبعاً او غنى و بى نياز خواهد بود زيرا فرض اين است كه همه كمالات از او سرچشمه مىگيرد . غير از او موجود صاحب كمالى نيست كه رفع نياز از خدا كند . قرآن مجيد خدا را چنين معرفى مىكند : ( يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ) ( فاطر / 15 ) اى مردم همگى به خدا نيازمنديد وخداوند بى نياز وستوده است . و در جاى ديگر مىفرمايد : ( وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ