الشيخ السبحاني
44
رسالهء توضيح المسائل (فارسى)
اين هماهنگى ، نشانه وجود تدبير ونقشه در آفرينش كودك و مادر است ؛ زيرا ساليان قبل از تولد كودك ، دستگاهى متناسب با دهان و دست وگلوى كودك ، در پيكر مادر تعبيه شده و به تدريج رشد يافته و در روزى كه نوزاد به آن نياز شديد دارد ، مورد بهره بردارى قرار گرفته است . دراين جا مادّى نمىتواند اين هدفدارى را از طريق تصادف توجيه كند ، همچنان كه نمىتواند در اين مورد ، به خاصيت ماده پناه برد . ممكن است بگويد رشد يك نطفه و در آمدن آن به صورت انسان ، خاصيّت ماده است ، يا بگويد رشديك نهال و در آمدن آن به صورت يك درخت برومند ، خاصيت سلول درختى و نهال آن است ، ولى هرگز نمىتواند پيشى بينى نيازهاى آينده يك موجود را كه مدتها پيش از آن به وجود آمده است از طريق تصادف يا خاصيت ماده تفسير كند ؛ چه اينكه اين پيش بينى از مقوله آينده نگرى و كار از روى نقشه وحساب است . گاهى دو موجود ، هركدام مكمل ديگرى است ، مثلًا وجود درخت مكمل جانداران و همچنين وجود جاندار ، مكمل وجود درختان است و اگر هستى منحصر به يكى از اين دو بود ، اثرى از هيچكدام نبود ، زيرا درخت ، توليد كننده « اكسيژن ومصرف كننده « كربن » است ، در حالى كه جاندار ، توليد كننده كربن و مصرف كننده اكسيژن است و اگر يكى بود و ديگرى نبود از وجود هيچ كدام خبرى نبود . اين نظام ، گواه بر وجود نقشه و تدبير در خلقت هر دو است وهرگز نمىتوان چنين نظامى را برخاسته از ماده بى عقل و شعور دانست . يادآورى دو نكته : 1 - در شناخت صانع جهان ، پيوسته بايد از نظام موجود ، بر وجود خدا استدلال كرد . مثلًا ، خود قرآن ( چنان كه در بحث صفات مىآيد ) ، گردش منظم بادها را گواه بر وجود صانع جهان گرفته است ؛ در حالى كه گاهى ديده مىشود ، افراد از حادثه هاى استثنائى ، بر وجود خدا استدلال مىكنند ، مثلًا اگر روزى باد از طرف غير معمول بوزد آن را گواه بر وجود خدا مىگيرند ؛ در صورتى كه بايد در هر دو شكل ، بر وجود خدا استدلال كنيم ، نه اينكه تنها در موارد استثنائى ؛ زيرا ، مفاد آن ، اين است كه نظام علمى ، منتهى به اثبات صانع نمىشود و آنچه را كه