الشيخ السبحاني

35

رسالهء توضيح المسائل (فارسى)

سوگند به جان انسان وخدايى كه آن را آفريد و بديها و خوبيها را به او الهام كرد . بنابر اين ، طبق نظريه دانشمندان وصراحت قرآن ، دين به صورت اجمالى ( يعنى توجه به سازنده جهان و يك رشته اصول كلى آن ) فطرى است وريشه‌هاى درونى دارد . ولى يك امر فطرى در صورتى به خوبى رشدمى كند كه به وسيله افراد بيدار وآگاه رهبرى شود ، و گرنه شاخه هاى كج ومعوجى پيدا مىكند كه نتيجه مطلوب را نمىدهد . نقش دين در زندگى چون دين يك امر فطرى وسرشتى است ، نقش عظيمى در زندگى علمى و اجتماعى بشر دارد كه به صورت فشرده به آن اشاره مىشود : الف - دين خلاق علوم ودانشهاست . اعتقاد به خدا و اين كه موجودى دانا و توانا ، ماده را آفريده و صاحب اين جهان است ، روح تحقيق را در انسانها زنده مىسازد . زيرا مصنوع موجود دانا و توانا ، بايد داراى نظم وقانون باشد . در حالى كه اعتقاد به مادىگرى ، روح تحقيق را از بين مىبرد ، زيرا او معتقد است كه ماده قديم است و اين موجود فاقد علم و شعور در خود اثر گذارده است در حالى كه مصنوع موجود فاقد شعور ، نمىتواند داراى نظم و قانون باشد كه از آن تحقيق كنيم . و به ديگر سخن ، هرگاه معتقد شويم كه جهان خالق دانا وتوانايى دارد ، اين عقيده دانشمند را در آزمايشگاهها بر آن مىدارد كه در باره اسرار آفرينش به فكر و بررسى بپردازد ؛ ولى اگر معتقد شويم كه جهان ، خالق دانا و توانايى ندارد ، و اگر هم نظام وقانونى داشته باشد از طريق تصادف است ، اين عقيده ما را به تحقيق وادار نمىكند . از اين جهت بايد گفت : اعتقاد مذهبى به پيشرفت علوم كمك كرده و روح تحقيق را زنده مىكند . همچنان بايد گفت : آن دانشمند مادى كه پشت لابراتوار نشسته ومىخواهد كاشف قوانين ونظام جهان باشد ، قبلًا معتقد است كه اين جهان داراى قوانين ونظام است ومىخواهد آنها را كشف كند ؛ چنين عقيده‌اى جدا ازاين نيست كه براى جهان ، نظام بخشى دانا و توانا وجود دارد . و اگر داراى چنين