الشيخ السبحاني

32

رسالهء توضيح المسائل (فارسى)

تكليف مقدس انجام مىپذيرد . و در غير اين افراد ، به صورت قانونى خواهد بود كه فقط در پرتو قدرت پليس ونيروى نظامى اجرا مىگردد . وآنجا كه از قلمرو قدرتهاى مادى بيرون است ، اصول اجتماعى و قوانين كشورى ضامن اجرايى ندارد . و اين مسأله با مراجعه به زندگى افراد غير مذهبى روشن و واضح است . در باره بعد چهارم كه رفع تبعيضات است ، افراد مذهبى ، همه انسانها را بسان دندانه هاى شانه تلقى كرده و همگان را مخلوق خدا مىدانند ، در اين صورت ، تبعيض چرا ؟ ! پرخورى گروهى وگرسنگى گروهى ديگر چرا ؟ ! ! اكنون كه با ابعاد چهارگانه مذهب آشنا شديم ، از تذكر دونكته ناگزيريم : اولًا - هر مذهبى نمىتواند پديد آورنده اين چهار بعد ، در حيات فردى واجتماعى انسان باشد . مذهبى مىتواند خود را در اين چهار بعد به روشنى نشان دهد كه بر پايه عقل وخرد استوار باشد ؛ در غير اين صورت ، مذهب سر از خرافه‌پرستى ، رهبانيت ، فرار از زندگى مثبت ، گرايشهاى منفى نيمه عرفانى كه نمونه هاى آن در زندگى ماشينى غرب ديده مىشود ، در مىآورد . و اگر گروهى ، مذهب را عامل باز دارنده ترقى و پيشرفت يا رجوع وبازگشت به عصر جاهلى معرفى مىكنند ، ناظر به چنين مذهبهاى رهبرى نشده است كه چنين نتايج زشتى را به دنبال دارد . ثانياً - مذهب نفى كننده تبعيض است نه تفاوت ، تفاوتهاى مثبت بين افراد قابل حذف نيست ، همان طورى كه انگشتان يك دست با هم اختلاف دارند ، انسانها نيز از نظر فكر وانديشه ، تحرك و تلاش ، اختلاف دارند و هر نوع اختلاف در زندگى كه مربوط به تفاوتهاى آفرينش انسان باشد ، قابل حذف نيست . آن گونه اختلافات قابل حذف است كه ريشه هاى سرشتى وخلقتى نداشته وقدرت وزور ، تحميلگر آنها باشد . تا اين جا با واقعيت مذهب وابعاد آن آشنا شديم . اكنون وقت آن رسيده است كه با فوايد وريشه هاى آن در درون انسان آشنا شويم و اين همان گفتار ما در بحث آينده است .