الميرزا جواد التبريزي

9

زيارت عاشورا فراتر از شبهه (فارسى)

فصل آن هنوز نرسيده باشد ؛ بلكه هر آنچه تهيه مىكردند در سطح قشر متوسط جامعه محسوب مىشد . فرزند مرحوم ميرزا قدس سره مىگويد : يك روز در بازار ، ميوه‌اى را ديدم كه تازه به بازار آمده بود آن را تهيه كرده و سر سفرهء نهار حاضر كردم . ناگهان مرحوم ميرزا قدس سره ناراحت شد وخطاب به خانواده گفت : « چرا اين ميوه را خريديد ؟ وقت آن نيست ، اگر مردم ببينند چه مىگويند ؟ از حساب متعارف زندگى خارج نشويد و كارى نكنيد كه مردم احساس كنند ما غير از آنها هستيم » . آن گاه فرمودند : « اين ميوه را از سر سفره برداريد ! » و ناراحتى خود را ابراز كردند . ايشان همواره تذكر مىدادند كه بايد طورى عمل كنيد كه وقتى مردم شما را مشاهده كردند ، درس بگيرند . آخر چه طور ميوه‌اى را كه هنوز فصل آن نشده و مردم توانايى خريد آن را ندارند تهيه كرده‌ايد . مرحوم ميرزا قدس سره در اين جهت بسيار دقيق بودند و على رغم هدايا و نذوراتى كه به ايشان مىرسيد ، سخت در تلاش بودند كه به گونه‌اى زندگى كنند كه با مردم عادى تفاوتى نداشته باشند و ساده زيستى مرحوم ميرزا قدس سره ، زبانزد بود و زندگى ايشان تا آخرين لحظات ساده بود و دليل گوياى آن ، عدم تغيير زندگى ايشان بعد از مرجعيّت بود . ايشان آن‌گونه كه قبل از مرجعيت زندگى مىكردند به همان شكل نيز ادامه داده و هيچ گونه تغييرى در زندگى سادهء خود ايجاد نكردند . وفات مردان الهى با رفتن از دنيا نمىميرند بلكه تا ابد در ياد و خاطر