الميرزا جواد التبريزي

294

استفتائات جديد (1385ش) (فارسى)

روستاهاى شمال غرب كشور جهت دادگاه مربوطه بايد مىرفتند ، و برادر متوسط متصرف چون خود را با بذل برادران مالك اصلى مىدانسته و لذا با صرف مخارج بيش از ارزش پول زمين در آن زمان آن را از مدّعى غاصب پس گرفته ، و حالا كه زمين نسبت به خودش در همه جا قيمت پيدا كرده بعد از بيش از بيست و هفت سال از فوت پدر مرحوممان و شانزده سال از جريان دادگاه و هشت سال از فوت برادر بزرگ مرحوممان مىگذرد ، خانم برادر بزرگ مىگويد برادرت مىگفت زمين را از فلانى ( يعنى برادرم ) مىگيرم و يا نمىدهم و برادر كوچكتر نيز مثل برادر بزرگ بطور كلى از حقّ خود در زمان پىگيرى دادگاه منصرف شده و يك ريال از مخارج و اقساط زمين را نداده است ؛ و لازم به يادآورى است هر دو برادر حقّ خود را به برادر متوسط بذل نمودند و فعلًا تمايل به برگشت از هبه و بذل خود دارند ، با توجه به مسألهء هبه يا بذل به ارحام جواب مسأله را مرقوم فرماييد ؟ [ جواب ] باسمه تعالى ؛ چنانچه دو برادر سهم خود از زمين را به برادر متوسط هبه كرده‌اند و او هم سهم آنها را قبض نموده - همانطور كه در سؤال فرض شده - سهم آنها ملك برادر متوسط شده است و هبهء مزبور قابل رجوع نيست ؛ و الله العالم . ( 1315 ) شخصى از مال منقولى براى پسر خود كه غايب بوده هبه كرده و ديگرى را وكيل ساخته تا از جانب پسرش قبض نمايد ، آيا اين هبه نافذ است ، چون پدر تا برگشت غايب فوت كرده ، و اين وكالت با اجازه وكيل حاكم شرع بوده كه پدر وكيل براى فرزندش گرفته ؟ [ جواب ] باسمه تعالى ؛ ظاهر اين است كه اين مال جزء تركهء واهب محسوب مىشود ، و لكن احوط اين است كه ورثه با متهب مصالحه كنند ، و الله العالم . ( 1316 ) شخصى ملك و زمين خود را به كسى هبه مىكند و مىگويد : تا زنده‌ام اختيار آن را داشته باشم ، آيا اين هبه نافذ و شرط لازم مىشود ؟ [ جواب ] باسمه تعالى ؛ اگر مقصودش شرط انتفاع باشد ، اشكال ندارد ؛ ولى اگر مقصودش