الميرزا جواد التبريزي
275
استفتائات جديد (1385ش) (فارسى)
[ جواب ] باسمه تعالى ؛ چنانچه وسائل كشت مهيّا بوده ولى شخص اول اعتنايى به كشت نداشته ، احياء آن زمين براى ديگران جايز است ، و الله العالم . ( 1252 ) عدهاى از مالكين اراضى زراعى كه هركدام مثلًا ده هكتار يا بيست و يا بيشتر زمين زراعتى دارند هركدام از آنها مدعى هستند كه محاذى زمينمان از يك طرف تا ريشهء كوه و از طرف ديگر تا رودخانه ملحق به زمين زراعتى ما مىباشد و ملك ما است در صورتى كه از هر طرف چند كيلومتر تا كوه و رودخانه فاصله دارد و اينها اراضى طبيعى و سنگلاخ و علفرو مىباشد و به همان شكلى كه خلقت شده تغيير نكرده و هيچكس در آن كارى انجام نداده است ، آيا مىشود از هر طرف چند كيلومتر از منابع طبيعى در ملكيت ملحق باشد به آن زمينهاى زراعتى با آن همه فاصله آيا مىتوانند همان منابع طبيعى را براى سكونت و خانهسازى به ديگران بفروشند ؟ و اگر آنهايى كه نياز به مسكن دارند به مدعيان پول ندهند آيا مىتوانند مدعيان ممانعت كنند يا خير ؟ خلاصه آيا چندين كيلومتر منابع طبيعى تابع زمين زراعى مىشود ؟ تقاضا مىشود دستور اسلام را بيان فرمائيد . [ جواب ] باسمه تعالى ؛ صاحبان زمينهاى زراعتى در زمينهاى باير اطراف به مقدار مورد نياز در زراعت حقّ حريم دارند ؛ و اگر صاحبان حيواناتى در آنجا هم هستند ، زمينهاى باير كه مرتع است مورد حقّ آنهاست ؛ در هر صورت حريم و مرتع ملك نيست و فقط متعلق حق است كه ديگران نمىتوانند با صاحب حق مزاحمت كنند ، و الله العالم . ( 1253 ) اهل يك دهكده دست جمعى در دامنهء كوهى خانه ساختهاند ، هر يك به اندازهء عرض زمين خود - كه يك سوى آن كوه و سوى ديگرش خيابان است - از كوه را تصرف كردهاند ، و هرگونه تصرفى را هم انجام دادهاند ، و به كسى هم اجازهء استفاده از تصرفى خود نمىدهند ، يكى از صاحبان خانهها به شهر ديگر مهاجرت كرده و كسى در طرف كوه خانهء او خانه ساخته ، و دست